بسيارى از آنها صفحاتى را با شرح پيشامدهاى كوچك سياه كردهاند كه خوددارى از ذكر آنها بهتر و در گذشتن از نوشتن آنها شايستهتر بوده است . مانند اين مطالب كه به فلان صاحب عيار ( يعنى كسى كه حساب عيار مسكوكات را نگاه مىدارد ) خلعت داده شد ، يا چيزى به نرخها افزوده شد . فلانى مورد نوازش قرار گرفت و فلان كس خوار شد .
هر مورخى نيز وقايع تا زمان خود را نگاشته و پس از او ديگرى آمده و بر آن ذيلى نوشته و پيشامدهاى تازهاى را كه پس تاريخ او تا زمان وى رخ داده ، بر آن افزوده است .
تاريخ شرقى از اخبار غرب خالى است و تاريخ غربى احوال شرق را ناديده گرفته است .
بنابر اين كسى كه مىخواهد يك دوره تاريخ را تا زمان حيات خود مطالعه كند ، نيازمند به تاريخهاى بسيار و كتابهاى متعدد است آن هم تواريخ و كتبى كه هر يك داراى كمبودها پرگوئىهائى است .
چون كار را چنين ديدم ، تأليف تاريخى را آغاز كردم كه تمام اخبار فرمانروايان خاور و باختر و سرزمينهاى ميان اين دو سو را دارا باشد تا از بيم فراموشى بدان رجوع كنم كه وقايع را به يادم آورد .
درين كتاب حوادث و رويدادها را ، از روزگار نخست تا زمان حاضر ، نقل كردم چنان كه پيشامدها به ترتيب تاريخ وقوع دنبال هم قرار گيرند .
نمىگويم كه همهء رويدادهاى تاريخى را گرد آوردهام چون كسى كه در موصل به سر مىبرد ناچار از آنچه در دورترين سرزمينهاى خاور و باختر روى مىدهد ، بىخبر مىماند . ولى
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 133
مساهمون: ابن الأثير
ص١٣٣