موصل و شام بازرگانى مىكرد .
فرنگيان يك بار در سال 567 هجرى ، برابر 1171 ميلادى ، كالاهاى او را به يغما بردند و بر دو كشتى بازرگانى او دست يافتند كه پر از اجناس تجارتى بود .
بعد ، عز الدين با پدر و دو برادر خويش به موصل كوچ كرد .
در آن جا از ابو الفضل عبد اللّه بن احمد خطيب طوسى و همپايگان او حديث شنيد .
ابن خلكان مىگويد : « عز الدين چند بار براى رفتن به حج و همچنين به عنوان رسالت از سوى فرمانرواى موصل به بغداد رفت و در آن جا از دو مرد بزرگ : ابو القاسم يعيش بن صدقه فقيه شافعى و ابو احمد عبد الوهاب بن على صوفى ، و كسان ديگر حديث شنيد .
بعد به شام و بيت المقدس رفت و در آن نواحى نيز به خدمت گروهى از اهل حديث رسيد و به شنيدن حديث پرداخت .
سپس به موصل بازگشت . »
دانش و چيره دستى عز الدين تنها منحصر به تاريخ نويسى و حفظ تواريخ متقدم و متأخر نبود .
بلكه در حفظ و معرفت حديث و آشنائى به آنچه با حديث بستگى داشت نيز استاد بود .
از انساب عرب و روزگار ايشان و رويدادها و اخبارشان آگاهى داشت .
در نزد قدرتمندان ، و همچنين تودهء مردم ، پايهاى بلند داشت و فضائل و نيكخوئى و فروتنى او مايهء حسن شهرت او شده بود .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 121
مساهمون: ابن الأثير
ص١٢١