آنان هم كه از سليمانشاه بدشان مىآمد ، سوگند خوردند .
بعد كرد بازو نخستين كارى كه كرد ، اين بود كه دلقكان و مسخرگان سليمانشاه را كشت و به او گفت : « من اين كار را كردم تا سلطنت تو را حفظ كرده باشم . »
آنگاه سليمانشاه و شرف الدين كرد بازو با يك ديگر آشتى كردند و بدين مناسبت كرد بازو مهمانى بزرگى ترتيب داد و سلطان سليمانشاه و سرداران وى را دعوت كرد .
وقتى سلطان سليمانشاه در خانهء او حضور يافت ، كرد بازو او و وزيرش ، ابن القاسم محمد بن عبد العزيز حامدى ، و ساير يارانش را دستگير و بازداشت كرد .
اين واقعه در ماه شوال سال 555 اتفاق افتاد .
بعد ، وزير و خاصان سليمانشاه را كشت . خود سليمانشاه را نيز در قلعهاى زندانى كرد . آنگاه كسى را فرستاد كه او را خفه كرد .
به روايت ديگر ، او را در خانهء مجد الدين علوى رئيس همدان محبوس ساختند ، و در آن جا به قتل رسيد .
همچنين گفته شد كه او را زهر دادند و مسموم ساختند و هلاك كردند .
خداوند حقيقت امر را بهتر مىداند .
نقد و بررسى
ابن اثير در گرد آورى مطالب تاريخى و در تحقيق راجع به آنها محتاط بوده و هر خبرى را نيك بررسى كرده و سنجيده و چنانچه آن را نادرست يافته دليل نادرستى آن را بىپروا ذكر كرده