تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوصاف الأشراف — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨

چه تحصيل رضاى او محال باشد ، و يمكن ( 1 ) چون ديگر شرائط توبه حاصل باشد اميدوار باشد كه در آخرت خداى تعالى جانب او مرضى و مرعى دارد به رحمت واسعهء خويش . و امّا حق نفس او به انقياد فرمان تحمل عقوبت دنياوى يا دينى كه واجب باشد تلافى بايد كرد . و امّا جانب الهى به تضرع و زارى و رجوع با حضرت او ، و عبادت او ، و رياضت بعد از حصول رضاى مجنّى عليه و اداى حق نفس خود اميد باشد كه مرعى شود . و امّا آنچه از توبه بر آن مشتمل باشد به قياس با زمان حاضر دو چيز بود : يكى ترك گناهى كه در حال مباشر آن گناه باشد قربة الى اللَّه . دوم ايمن گردانيدن كسى كه آن گناه بر او متعدّى بوده ، و تلافى نقصان كه راجع به آن كس بوده باشد . و امّا آنچه به قياس با زمان مستقبل بوده باشد هم دو چيز باشد : يكى عزم جزم كردن بر آنكه بدان گناه معاودت نكند ، و اگر او را بكشند يا بسوزند ، نه به اختيار نه به اجبار راضى نشود بدانكه ديگر مثل آن گناه كند . دوم آنكه عزم كند بر ثبات در آن باب ، و باشد كه عازم بر خود ايمن نباشد به وثيقهء نذرى يا كفّارتى يا نوعى ديگر از انواع موانع عود به آن گناه آن عزم را با خود ثابت گرداند ، و ما دام كه متردّد باشد يا در نيت او عود را مجال امكان باشد آن ثبات حاصل نباشد . و بايد كه در اين جمله نيّت تقرّب به خدا كند و از جهت امتثال فرمان او ، تا در آن جماعت داخل شود كه « التّائب من الذّنب كمن لا ذنب له » ( 2 ) . اين جمله شرائط توبه عام است از معاصى . و در حق اين

هامش
( 1 ) ن و گ : لكن . .
( 2 ) - اصول كافى 2 - 435 . .