شرط دويّم - وقوف بر فايدهء حصول كمال رضاى او تعالى باشد و بر خلل حصول نقصان و سخط او تعالى . پس هر عاقل كه اين دو شرط او را حاصل باشد البته گناه نكند ، و اگر كرده باشد آن را به توبه تدارك كند . و توبه مشتمل بود بر سه چيز ( 1 ) : يكى به قياس با زمان ماضى ، و يكى به قياس با زمان حاضر ، و سيّم به قياس با زمان مستقبل . امّا آنچه به قياس با زمان ماضى باشد به دو قسم مىشود : يكى پشيمانى بر آن گناه كه در زمان ماضى از او صادر شده باشد ، و تأسّف بر آن تأسّفى هر چه تمامتر ، و اين قسم مستلزم قسم ( 2 ) ديگر باشد ، و به اين سبب گفتهاند : « النّدم توبة . » ( 3 ) و قسم دوّم تلافى آنچه واقع شده باشد در زمان ماضى ، و آن قياس با سه كس باشد : يكى به قياس با خداى تعالى كه نافرمانى او كرده است . دوّم به قياس با نفس خود كه نفس خود را در معرض نقصان و سخط خداى تعالى آورده است . سيّم به قياس با غيرى كه مضرّت قولى يا فعلى به او رسانيده است ، و تا آن غير را با حق خود نرساند تدارك صورت نبندد ، و در رسانيدن با حق او در قول يا به اعتذار بود ، يا به انقياد مكافات را ، و بر جمله به آنچه مقتضى رضاى او باشد ، و در فعل به ردّ حقّ او يا عوض حقّ او باشد با او يا با كسى كه قايم مقام او باشد ، و با انقياد مكافات را از او يا از كسى كه قايم مقام او باشد ، يعنى از قبل او باشد و تحمّل عذابى كه بر آن گناه معيّن كرده باشد . و اگر آن غير ، مقتول باشد تحصيل رضاى اولياى او هم شرط باشد ،
أوصاف الأشراف — صفحة 27
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
ص٢٧
هامش
( 1 ) ن : و اگر كرده باشد بر سه چيز يكى به قياس . . . .
( 2 ) - ن : دو قسم . .
( 3 ) - بحار الانوار 74 - 159 . .