فصل دوم ( در زهد ) قال للَّه تعالى : و لا تمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به ازواجا منهم زهرة الحيوة الدنيا لنفتنهم فيه و رزق ربّك خير و ابقى 20 : 131 ( 1 ) . زهد عدم ( 2 ) رغبت است ، و زاهد كسى باشد كه او را بدانچه تعلق به دنيا دارد مانند مآكل و مشارب و ملابس و مساكن و مشتهيات و مستلذات ( 3 ) ديگر ( 4 ) ، و مال و جاه و ذكر خير و قربت ملوك و نفاذ امر و حصول هر مطلب كه به مرگ از او جدا تواند بود رغبت نبود ، نه از سر عجز يا از راه جهل به آن ، و نه از جهت غرضى يا عوضى كه به او راجع باشد ، و هر كس كه موصوف به اين صفت باشد زاهد باشد بر وجه مذكور ( 5 ) . امّا زاهد حقيقى كسى باشد كه به زهد مذكور ، طمع نجات از عقوبت دوزخ و ثواب بهشت هم ندارد ، بلكه صرف نفس از آن جمله كه بر شمرديم بعد از آنكه فوايد و تبعات هر يك دانسته باشد ، او را ملكه باشد و مشوب نباشد با طمعى يا اميدى يا غرضى از اغراض
أوصاف الأشراف — صفحة 31
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
ص٣١
هامش
( 1 ) طه - 131 . .
( 2 ) - خ ل : نقيض . ن : ضد . .
( 3 ) - ن : ملذات . .
( 4 ) - ن : مسكن . .
( 5 ) - ن : مشهور . .