حق جل شانه وعاشقان رسول أكرم صلى الله عليه وسلم خود را به اين شهسواران
ميدان شريعت به كلى سپردند چون مفردات أقوال محدثين ومفسرين ومجتهدين
به هم معجون شدند نام اين معجون شريعت محمدي گشت پس بر ما كم علمان دور افتادگان
اقتدا به آن امامان دين واجب است وراه نجات همين است يا بموجب
هواي نفساني خود تفسير قرآن شريف به رأى خود وتقرير أحاديث مصطفوي
بزعم فاسد كاسد خود كردن راه نجات است لا والله راه نجات پيروى مقتدايان
دين است أولئك الذين هدى الله فهداهم اقتده نص قرآن
است وبس سوال اگر غير مقلد گويد قبول كرديم كه مراد از أولوا الامر كه ما مأمور با
طاعت آنان مىباشيم علماء مجتهدين اند وأهل الذكر هم همين بزرگان اند وتقليد اينها
بر ما واجب اما تقليد يكى از اينها بشخصه دون الآخر أو الجميع از كجا معلوم شد
بلكه اگر عمل ما خارج از اين چهار امام نباشد در تقليد كافى است گوئيم كه تقليد دو
يا سه يا هر چهار امام ممكن نيست به اين وجه كه اختلاف حضرات مجتهدين در فروع
احكام بسيار است يك فعل را يكى واجب ميگويد ديگر همان فعل را حرام ميگويد
مثلا اخراج دم ناقض وضو است نزد امام أعظم رحمه الله وناقض نيست نزد
امام أعظم وعلى هذا القياس اختلافات است با امام مالك وامام أحمد بن حنبل
رحمة الله عليهما پس اگر عمل بقول امام أعظم رح كند مخالف ديگران شد واگر
عمل بقول ديگر امامان كند مخالف امام أعظم شد پس تقليد هر چهار در مسائل اختلافيه
غير ممكن وهمين حال است در تقليد سه امام ودو امام پس نماند در صورت تقليد
مگر تقليد يك امام از اين هر چهار وهمين است تقليد شخصي واگر گويند كه در
بعض مسائل تقليد يكى ودر بعض تقليد ديگرى ودر بعض تقليد سوم ودر بعض
تقليد چهارم مىكنيم به هر حال از دائره تقليد بيرون نيستيم گوئيم كه اين تلاعب
الأصول الأربعة في ترديد الوهابية — صفحة 84
مساهمون: حكيم معراج الدين
ص٨٤