والدارمي صابى جليل القدر حضرت أبو موسى اشعرى در حضور حضرت عبد الله بن مسعود
رضي الله عنهما فتوى نمىداد ومىفرمود لا تسألوني ما دام هذا الحبر فيكم مشكاة
زيرا كه ابن مسعود أفقه واعلم بود از أبو موسى رضي الله عنهما حضرت امام شافعي با وجود
جلالت قدر خود در حضور مزار مبارك حضرت امام أبو حنيفة رضي الله عنهما ترك قنوت
فجر ورفع به دين در نماز مىكرد كسى دريافت اين معنى از ايشان نمود فرمود أدبنا مع
هذا الامام أكثر من أن نظره خلافه بحضرته الخ مرقاة شرح مشكاة وغيره اين است
عظمت وشوكت حضرت امام أعظم رح اما چه بايد كرد شافعي وارى مردى بايد كه آن
عظمت را بداند كه أو را در قبر زنده دانسته در حضورش خلاف مذهبش عملي نفرمود آرى
تفقه في الدين آن نيك مردان را بتمامه حاصل بود ومصداق حديث شريف
من يرد الله به خيرا يفقهه في الدين رواه البخاري بودند پس احكام شرع
شريف را از فقيه كامل ومجتهد مذهب بايد پرسيد نه از أهل حديث وأهل تفسير كه
بموجب كل ميسر لما خلق له هر كسى را بهر كارى ساختند أهل حديث را براي
تصحيح أحاديث وتنقيد رواة ساختند وأهل تفسير را براي بيان معاني قرآن
كريم ساختند وهر دو قوم جزاهم الله عنا خيرا در وظيفة مقرره خود به كمال جد وجهد
كوشيدند وبه مقصد ومطلوب خود رسيدند وفقها را براي استخراج احكام از
نصوص قرآن وحديث ساختند واين بزرگواران پايه استخراج احكام شريعت را
به نقطهء آخر رسانيدند وراه را بر ما دور افتادگان آسان كردند به وفور علم وتقوى
خداداد خود تناقض نصوص را تطابق كردند محكم را از مأول شناختند مؤخر را از مقدم
وناسخ را از منسوخ امتياز فرمودند از اين وجه كافه أمت مرحومه شرقا وغربا وشمالا
تقليد اين بزرگواران را به جان پسنديدند وغاشيه بردارى اين مقتدايان را سعادت
خود دانستند علما وفضلا وصلحا واتقيا وأوليا وأقطاب وأوتاد وجمله طالبان راه
الأصول الأربعة في ترديد الوهابية — صفحة 83
مساهمون: حكيم معراج الدين
ص٨٣