تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
ساده و آسان مىكند . كسى كه جاهل به اين مزيت است و خود را بنادانى و كورى مىزند با اينكه با چشم مىبيند نمىتواند بگويد احترامى كه غير شيعه نسبت بائمه روا ميدارند و اين عظمت و شرافتى را كه مدعى هستيد امر غير طبيعى و خرق عادت نيست . چون اين خانواده از اولاد پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله هستند هر كس پيامبر را احترام نمايد لازم است كه عترتش را تعظيم و احترام نمايد مخصوصا وقتى باضافه اين نسبت و خويشاوندى ما بپيامبر ، داراى زهد و كناره‌گيرى از دنيا و عفت و علم باشند احترام و عظمت بيشتر مىشود جواب از اين ايراد واهى اين است كه غير از ائمه ما اشخاص ديگرى هم هستند كه در نژاد و نسب و خويشاوندى با پيامبر شريك آنهايند بيشتر آنها داراى عبادت و زهد و پارسائى و صفات برجسته هم بودند چه از بنى هاشم و چه از بنى عباس ، ما نديده‌ايم چنين بزرگداشتى از آنها بنمايند و يا به زيارت قبور آنها روند و تقاضاى شفاعت از ايشان نمايند در هدف‌هاى مختلف از امراض و حاجات . كداميك از عترت پيامبر از نظر احترام و اجلال و بزرگداشت بمرتبه حضرت باقر و صادق و موسى بن جعفر و علي بن موسى الرضا عليهم السّلام ميرسند زيرا صلحا و زهاد عترت همانهائى را كه گروهى احترام مىكنند باز عده‌اى ديگر مخالف آنهايند ، همان اشخاص هم كه احترام مىكنند هرگز به اندازه ائمه آنها را نمىستايند ، اگر نه اين بود كه شرح و تفصيل اين آشكار و معلوم است كاملا توضيح مىدادم و آنچه را با اشاره ذكر كردم با صراحت نقل مىنمودم تا آشكار شود اشخاصى را كه از عترت پيامبر مقدم مىدارند بواسطه مقام امامت و خواست خدا است . و اين آشكار است كه حضرت باقر و صادق و سائر ائمه عليهم السّلام در مذهب و اعتقاد و آنچه فتوى ميدادند در حلال و حرام بر خلاف نظر اهل سنت و مخالفين بودند اگر شكى در قسمت‌هاى گذشته پيش آيد ديگر شكى در اين مطلب