بخش دوم استدلال شيخ مفيد با عمر در خواب
احتجاج طبرسى ص 279 شيخ مفيد محمّد بن محمّد بن نعمان رضى اللَّه عليه گفت سالى در خواب از خيابانى عبور مىكردم ديدم گروه زيادى جمع شدهاند .
گفتم چه خبر است گفتند مردم جمع شدهاند يك نفر داستان ميگويد . گفتم داستان گو كيست . گفتند عمر بن خطاب .
مردم را كنار زدم ديدم مردى مشغول صحبت با مردم است ولى حرفهاى او را نمىفهميدم . كلامش را قطع كردم و گفتم پيرمرد چگونه ميتوانى استدلال كنى بر فضيلت دوست خود ابا بكر از اين آيه
ثانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُما فِي الْغارِ
. گفت دلالت بر اين مطلب از آيه به شش وجه است اول اينكه خداوند پيامبر و ابا بكر را ذكر كرده و او را دومى پيامبر قرار داده فرمود
ثانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُما فِي الْغارِ
.
دوم : خداوند توصيف نموده آن دو را كه در يك محل جمع شدهاند اين بواسطه الفت بين آنها است فرموده
إِذْ هُما فِي الْغارِ
.
سوم : به او نسبت مصاحبت با پيغمبر داده تا جمع بين آن دو شود به صورتى كه نشانگر رتبه و مقام اوست چون ميگويد
إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ
.
چهارم : خداوند خبر ميدهد از محبت و شفقت و رفاقت پيامبر با او چون در نزد پيامبر مقام داشت به همين جهت فرموده
لا تَحْزَنْ
اندوهناك نباش .