تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
پهلوى درختهاى سمرات ، بعد به طرف آبگير رفتم ديدم پنجاه مار را از جلو آبگير بسرعت ميروند گوش دادم صدائى كه گفتگو ميكردند پايم را به زمين زدم تا صداى پايم را بشنوند . صداى حضرت ابو الحسن را شنيدم كه تنحنح ميكرد منهم سرفه‌اى كردم و جواب دادم بعد نگاه كردم ديدم مارى خود را به تنه درختى چسبانده . امام فرمود : نترس اينجا چيزى نيست كه به تو ضرر برساند . مار خود را انداخت و روى شانه خود ايستاد و سر در گوش خود نمود . چند سوت زد . امام چنين جواب داد : آرى بين شما جدائى افتاده بر خلاف گفته من رفتار نخواهد كرد مگر ستمگر هر كه در دنيا ستمگرى كند دچار عذاب آتش مىشود در آخرت با كيفر شديدى او را عقاب خواهم كرد و از او مالش را مىگيرم اگر داشت تا توبه كند . عرض كردم آقا پدر و مادرم فدايتان آيا اطاعت شما را اينها لازم ميشمارند فرمود آرى قسم به كسى كه محمّد را گرامى داشت به نبوّت و على را عزت بخشيد بوصايت و ولايت ، آنها از شما بيشتر مطيع مايند اى انسانها ! ولى آنها به نسبت ساير مخلوق كه مطيع مايند تعدادشان كمتر است . خرايج : سدير از حضرت باقر عليه السّلام نقل كرد كه فرمود : ما خدمتكارانى از جن داريم وقتى كارى فورى داشته باشيم آنها را مامور ميكنيم . اختصاص : نعمان بن بشير گفت من هم پالكى جابر بن يزيد جعفى بودم در سفر مكه وقتى بجانب مدينه رفتم . جابر خدمت حضرت باقر عليه السّلام رسيد و از ايشان خداحافظى كرد بعد خارج شديم رفتيم تا رسيديم باخيرجه نماز اولى را كه خوانديم حركت كرديم و در محمل جاى گرفتيم در همين موقع مردى بلند قد كه سخت گندمگون مينمود و با او نامه‌اى تر و تازه از حضرت باقر بود براى جابر بن يزيد جعفى آورد . جابر نامه را گرفت و بوسيد بعد پرسيد كى از خدمت مولى مرخص‌شده‌اى ؟ قبل از نماز يا بعد از نماز گفت : بعد از نماز همين الان . جابر نامه را
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 17 | العلامة المجلسي / موسى خسروى