الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ
» هيچ كس اختلاف ندارد مگر در باره ولايت من . محمّد صاحب دعوت و من صاحب شمشير محمّد پيامبر مرسل و من صاحب امر پيامبرم خداوند ميفرمايد
يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ
او روح اللَّه است كه عطا نمىكند و القا نمىنمايد آن روح را مگر بر ملك مقرب يا پيامبر مرسل يا وصىّ برگزيده بهر كس اين روح را عنايت كند او را از مردم جدا نموده و به او قدرت تفويض كرده و مرده زنده مىكند اطلاع از گذشته و آينده دارد از مشرق به مغرب و از مغرب بمشرق در يك چشم بهم زدن ميرود از دلها و قلبها خبر دارد و آنچه در آسمانها و زمين است ميداند .
سلمان و يا ابا ذر محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم همان ذكرى است كه در قرآن فرموده
قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْراً رَسُولًا يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِ اللَّهِ
به من علم مرگ و ميرها و بلاها و فصل الخطاب ( در هر جا چه بايد گفت و هر مسأله چه جوابى دارد ) دادهاند و به من علم قرآن و آنچه تا قيامت اتفاق خواهد افتاد واگذاردهاند . محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم حجة را تعيين نمود تا براى مردم حجت باشد و من حجة اللَّه شدم خداوند به من مقامى عنايت كرده كه براى هيچ يك از گذشتگان و آيندگان چه پيامبر مرسل و چه فرشته مقرب قرار نداده .
سلمان و يا ابا ذر منم آن كس كه نوح را در كشتى بدستور خدا بردم « 1 » من يونس را به اجازه خدا از شكم نهنگ خارج كردم من به اجازه خدا موسى را از دريا گذراندم من ابراهيم را از آتش نجات دادم به اجازه خدا من نهرها و چشمههايش را جارى و درختهايش را كاشتم با اجازه خدايم .
من عذاب يوم الظله هستم ( شايد منظور قيامت باشد ) من فرياد ميزنم از مكان نزديكى كه تمام جن و انس آن را ميشنوند و گروهى ميفهمند من با هر
هامش
( 1 ) در صورتى كه روايت صادر از امام عليه السّلام شده باشد منظور اين است كه نوح با توسل به من توانست از طوفان نجات يابد كه اين معنى مطابق با اخبار صحيح زيادى است .