بصائر : عثمان بن زياد گفت : خدمت حضرت صادق رفتم با انگشت خود بر روى دست خويش خطى كشيد فرمود : در نزد ما چنين كارى هست حتّى كمتر از اين .
بصائر : ابن رئاب گفت : از حضرت صادق عليه السّلام راجع بجامعه پرسيدند ؟
فرمود : صحيفه ايست به طول هفتاد ذراع بعرض يك پوست .
بصائر : بكر بن كرب صيرفى گفت : از حضرت صادق عليه السّلام شنيدم ميفرمود چه شده آنها و شما را از شما چه ميخواهند چه عيب بر شما ميگيرند . ميگويند شما رافضى هستيد آرى به خدا قسم شما دروغ را رها كردهايد و پيرو حق شدهايد به خدا قسم نزد ما چيزى است كه به هيچ كس نيازمند نيستيم مردم بما نياز دارند در نزد ما كتابى است باملاء پيامبر اكرم و خط على به طول هفتاد ذراع كه در آن هر حلال و حرامى هست .
بصائر : ابو اراكه گفت : در محلى بنام مسكن خدمت حضرت على عليه السّلام بودم صحبت از اين ميكرديم كه على عليه السّلام از پيامبر اكرم شمشيرش را به ارث برده بعضى ميگفتند : قاطر سواريش را و برخى ميگفتند : نوشته و صحيفههائى به ارث به او رسيد در غلافهاى شمشير در همين موقع حضرت على عليه السّلام از خانه خارج شد و پيش ما آمد همان موقعى كه ما حرف ايشان را ميزديم فرمود : به خدا قسم اگر به من اجازه داده شود تا آخر سال با شما صحبت ميكنم بدون اينكه يك حرف را تكرار كنم .
به خدا قسم در نزد ما صحيفههاى زيادى است از هداياى پيامبر و اهل بيتش در ميان آنها صحيفهايست بنام عبيطة كه ناگوارترين چيزيست در مورد اعراب در همان صحيفه است كه شصت قبيله عرب بباطل رفتهاند و از دين خدا آنها را بهرهاى نيست .
بصائر : ابو العلاء گفت : از حضرت صادق عليه السّلام شنيدم ميفرمود : در نزد من جفر ابيض است ما گفتيم چه چيز در آن هست ؟ به من فرمود : زبور داود
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 32
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٢