تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
و تورات موسى و انجيل عيسى و صحف ابراهيم و حلال و حرام و مصحف فاطمه نه اينكه آيات قرآن در آن باشد در آن مطالبى است كه مردم را بما نيازمند مىكند و ما به هيچ كس محتاج نيستيم حتّى يك تازيانه و نصف آن يك سوم و يك چهارم آن و جريمه خدشه در آن هست و در نزد من جفر احمر است . عرضكردم فدايت شوم در جفر احمر چيست ؟ فرمود : سلاح و آن سلاح در هنگام خون‌ريزى گشوده مىشود آن كس كه ماموريت شمشير دارد براى كشتن آن را ميگشايد عبد اللَّه بن ابى يعفور گفت : خدا خير خواه شما باشد آيا اين مطلب را بازماندگان امام حسن مطلع هستند ؟ فرمود : آرى به خدا قسم همان طورى كه شب را از روز تشخيص ميدهند ولى حسد و دنيا دوستى آنها را بر اين كارها واداشته اگر بدنبال حقيقت بروند براى آنها بهتر است . بصائر : محمّد بن عبد الملك گفت : در حدود شصت نفر در خدمت امام صادق عليه السّلام بوديم ايشان وسط ما قرار داشت در اين موقع عبد الخالق پسر عبد ربه آمد ، او گفت به امام صادق عليه السّلام كه من نزد ابراهيم بن محمّد بودم صحبت از اين شد كه شما مدعى هستى : در نزد ما كتاب على است او گفت نه به خدا على عليه السّلام كتابى باقى نگذاشته اگر كتابى هم باشد فقط دو پوست تخت است آنقدر بىارزش كه به درد من نميخورد بطورى كه من علاقه دارم آن را به اين غلامم واگذارم . حضرت صادق عليه السّلام پس از شنيدن اين سخن نشست و فرمود : نه به خدا آن طور كه آنها ميگويند نيست دو جفر است و نوشته است نه به خدا قسم دو پوست است كه موى و پشم آن هنوز هست در يكى كتابهائى است و در ديگرى سلاح پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به خدا قسم در نزد ما صحيفه‌ايست به طول هفتاد ذراع هيچ حلال و حرامى را خدا نيافريده مگر اينكه در آن هست حتى جريمه خدشه ( با ناخن روى دست خود كشيد ) و در نزد ما مصحف فاطمه است نه به خدا آن قرآن نيست . بصائر : ابو بصير گفت : خدمت حضرت صادق عليه السّلام رسيدم بايشان عرض