كردم من يك سؤال از شما دارم اينجا كسى نيست كه گوش بدهد امام عليه السّلام پردهاى بالا زد كه فاصله بود بين ايشان و اطاق ديگرى و به داخل آن تماشا نمود بعد فرمود : هر چه مايلى بپرس گفتم : فدايت شوم شيعيان نقل ميكنند كه پيامبر اكرم بعلى عليه السّلام بابى از علم گشود كه هزار باب از آن باز ميشد .
حضرت صادق عليه السّلام فرمود : به خدا قسم پيامبر اكرم بعلى هزار باب آموخت كه از هر بابى هزار باب گشوده ميشد گفتم به خدا قسم اينست علم امام عليه السّلام ساعتى با چيزى كه در دست داشت به زمين ميزد بعد فرمود : اين علمى است ولى اين آن نيست .
سپس فرمود : يا ابا محمّد در نزد ما جامعهايست آنها چه ميدانند كه جامعه چيست عرضكردم فدايت شوم جامعه چيست ؟ فرمود : صحيفهايست به طول هفتاد ذراع با دستهاى پيامبر اكرم ( هر ذراع فاصله بين انگشتان دست تا آرنج است ) كه خود آن جناب املاء نموده و على عليه السّلام با دست خود نوشته است در آن تمام حلال و حرام و هر چه مردم نيازمندند هست حتّى جريمه خدشه دست بر من نهاده فرمود : اجازه به من ميدهى عرضكردم هر كار مايليد بكنيد .
با دست خود مرا با حالت خشم آلود ضربهاى زد فرمود : حتّى جريمه اين كار عرضكردم به خدا اينست علم فرمود : اين علم است امام آن علم نيست ساعتى بسكوت گذرانيد سپس فرمود : در نزد ما جفر است آنها چه ميدانند جفر چيست . پوست گوسفند يا شترى است عرضكردم فدايت شوم جفر چيست ؟
فرمود : ظرف قرمز و پوست قرمزى است كه در آن علم پيامبران و اوصياء است عرضكردم به خدا اينست علم فرمود : اين علم است اما نه آن علم .
ساعتى سكوت كرد آنگاه فرمود : در نزد ما مصحف فاطمه است نميدانند مصحف فاطمه عليها السّلام چيست ؟ فرمود : در آن سه برابر قرآن است ولى به خدا قسم از قرآن يك حرف در آن نيست در آن مطالبى است كه خداوند املاء كرده بر او و بفاطمه وحى نموده عرض كردم به خدا قسم اينست علم فرمود : اين علم است
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 34
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٤