تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
بر زبان ميراند سلمان گفت ما را نيز مطلع كن و من شروع بصحبت كردم اطرافيان گوش فرا داشته بودند و با دقت بخاطر ميسپردند پيامبر اكرم نيز ميشنيد . گفتم يا رسول اللَّه من شبى تابناك قس را ديدم از مجلسى كه مربوط بقبيله اياد بود خارج شد و بسوى صحراى پر درخت از نوع قتاد ( درخت خاردار ) و سمر رفت در حالى كه شمشير بر كمر بسته بود سر بجانب آسمان بلند كرد و دست‌هاى خود را گشود من نزديك رفتم شنيدم ميگفت : بار خدايا پروردگار هفت آسمان و زمين‌هاى سبز و خرم و بمحمد و سه محمّد ديگر كه با اويند و به چهار على و دو نواده با شخصيت و ارزش او و نهر كوچك درخشان ( حضرت صادق ) و هم نام موسى كليم و حسن با شخصيت اينهايند بر - گزيدگان شفيع و راه هموار وسيع و مدرسين انجيل و حافظان تنزيل هم عدد با نقباى بنى اسرائيل از بين‌برنده گمراهيها و نابودكننده اباطيل راست گويان قيامت بر آنها به پا ميخيزد و شفاعت بوسيله آنها بدست مىآيد ، اطاعت ايشان از جانب خدا واجب شده . سپس گفت خدايا كاش من آنها را درك ميكردم اگر چه پس از مدتهاى زياد از عمرم ميشد بعد اين شعر را خواند :
متى انا قبل الموت للحق مدرك * و ان كان لى من بعد هاتيك مهلك و ان غالنى الدهر الحزون بغوله * فقد غال من قبلى و من بعد يوشك فلا غرو انى سالك مسلك الالى * وشيكا و من ذا للردى ليس يسلك
چه وقت من قبل از مرگ درك حقيقت ميكنم گر چه پس از آن بميرم اگر روزگار حزن انگيز مرا از بين ببرد با پيشينيان نيز چنين كرده با آيندگان نيز همين كار را اميد بايد داشت جاى تعجب نيست من نيز از راه آنها ميروم با سرعت چه كس از اين راه استثناء شده . بعد شروع كرد اشك ديده خود پاك كردن و همچون شترى جوان كه با كارد گلوگاهش را بريده باشند شروع بناله نمود و ميگفت :