تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
بخش آورديم در باب‌هاى ديگر متفرق است مخصوصا در بخش صفات انبياء و باب اينكه آنها كلمة اللَّه و باب ابتداى انوار ائمه و باب اينكه آنها اعلم و داناتر از انبياء هستند و ابواب فضائل امير المؤمنين و فاطمه عليها السّلام و اين اعتقاد عمده‌اى از اماميه است و منكر اين مقام نيست مگر كسى كه جاهل باخبار باشد . شيخ مفيد رحمه اللَّه در كتاب مقالات مينويسد : عقيده قطعى گروهى از اماميه اينست كه ائمه عليهم السّلام از آل محمّد فضيلت و برترى دارند بر تمام انبياى گذشته بجز پيامبر خودمان بعضى گفته‌اند فضيلت بر تمام انبياء دارند بجز انبياى اولو العزم و بعضى منكر هر دو اعتقاد شده‌اند و گفته‌اند انبياء بطور كلى بر ائمه فضيلت دارند . اين مسأله‌ايست كه عقل را ياراى نفى و اثبات آن نيست و نه بر هيچ يك از اين اقوال اجماعى شده است آثارى از پيامبر اكرم در باره امير المؤمنين و فرزندانش كه امامند رسيده و اخبارى نيز از ائمه عليهم السّلام بعد از آن دو و در قرآن آياتى است كه عقيده دسته اول را تقويت مىكند من نيز ناظر به همين عقيده هستم به خدا پناه ميبرم از گمراهى . كراچكى در كنز الفوائد مينويسد : جارود بن منذر عبدى نصرانى بود در جريان حديبيه مسلمان شد و اسلامش نيكو بود مردى وارد بكتاب‌هاى آسمانى و تاويل آنها بود نسبت بمردم زمان خود و گذشتگان اطلاع از فلسفه و طب نيز داشت و آراى او استوار و قابل توجه بود روزى در ايام عمر بن خطاب نقل ميكرد براى ما و گفت : خدمت حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم رسيدم بهمراه گروهى از مردان قبيله عبد قيس شخصيت‌هاى برجسته و سخاوتمند و سخنور و فهميده و صاحب استدلال همين كه چشمشان به پيامبر اكرم افتاد از مشاهده آن جناب لرزه بر تن ايشان افتاد و از سخن باز ماندند مثل اينكه تب كردند رهبر آنها به من گفت خودت صحبت كن ما كه ياراى سخن نداريم .
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 225 | العلامة المجلسي / موسى خسروى