بصائر : ابن بكير از حضرت صادق عليه السّلام نقل كرد كه فرمود : من خدمت آن جناب بودم سخن علم سليمان شد و قدرتى كه به او داده شده بود فرمود بسليمان بن داود چه چيز داده شده به او يك حرف از اسم اعظم داده بودند ولى امام شما كه خداوند در اين آيه ميفرمايد
قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ
به خدا قسم نزد على علم كتاب بود عرض كردم صحيح مىفرمائيد فدايتان بشوم .
بصائر : عبد الرحمن بن كثير از حضرت صادق عليه السّلام نقل كرد كه فرمود كسى كه مقدارى از علم كتاب در اختيار او بود گفت من تخت بلقيس را مىآورم برايت قبل از اينكه چشم بهم بزنى حضرت صادق انگشتان خود را از هم گشود و بر سينه گذاشت فرمود : به خدا قسم در نزد ما تمام علم كتاب هست .
بصائر : داود رقى گفت : در خدمت حضرت صادق عليه السّلام بوديم كه امام با خشم آمد و جاى خود نشست فرمود : تعجب ميكنم از كسانى كه بما نسبت علم غيب ميدهند با اينكه جز خدا كسى علم غيب ندارد تصميم گرفتم فلان كنيزم را بزنم اما فرار كرد نفهميدم بكدام اطاق رفت و كجا است .
وقتى از جايش حركت كرد و داخل منزل شد من و ابو بصير و ميسّر رفتيم خدمت حضرت صادق عرضكرديم فدايت شويم شنيديم چنين و چنان فرمودى در مورد كنيز خود با اينكه ما ميدانيم شما داراى علم زيادى هستى و علم غيب بشما نسبت نميدهيم فرمود قرآن نخواندهاى عرضكرديم چرا . فرمود نديدهاى اين آيه
قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ
.
گفت : چرا خواندهام فرمود آن شخص را ميدانى كيست ؟ و چقدر نزد او علم كتاب بود عرضكردم بفرمائيد تا بدانم . فرمود به اندازه يك قطره از ژاله در درياى « 1 » سبز نسبت اطلاع از علم كتاب با مجموع علم كتاب نبود .
هامش
( 1 ) درياى سبز بحر محيط است كه بواسطه كثرت آب و سياهى آن به اين نام مشهور شده .