و [ سپس ] وجه جمع بين روايات را بيان مىكنم بگونهاى كه چيزى از آنها راساقط نمىكنم ؛ [ البته ] اگر جمع امكان داشته باشد .
- ثالثاً : لازمهى كلام فقيه معاصر - دامت بركاته - اين است كه : عالم و فقيه با عظمتى همچون جناب ابن ادريس حلى ( رحمه الله ) كه از شاگردان مكتب شيخ طوسى ( رحمه الله ) است ، متوجه نبوده كه كتاب « الاستبصار » كتاب فتوايى شيخ ( رحمه الله ) است ! ؟
آيا مىتوان چنين ادّعايى را مطرح كرد ؟
بخش دوم : اين بخش حاوى ايرادى به پاسخ دوم فقيه معاصر - دامت بركاته - است .
اما در مورد پاسخ دومى كه فقيه معاصر - دامت تأييداته - بيان كردهاند ، به نظر مىرسد كه ، حقّ با مرحوم علامهى حلى ( رحمه الله ) است ؛ يعنى زمانى كه شيخ طوسى ( رحمه الله ) دو توجيه خود را نقل مىكنند ، آنگاه در انتهاءبه تأويل مرحوم صدوق ( رحمه الله ) اشاره كرده و مىفرمايد : « وَ كَانَ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ بَابَوَيْهِ ( رحمه الله ) يَتَأَوَّلُ هَذَا الْخَبَرَ » و اين تعبير كنايى ، حاكى از آن است كه : « شيخ ( رحمه الله ) اين استدلال را قبول نداشته است » .
به عبارت ديگر ، ايشان مىخواستند بفرمايند كه اين سخن من نيست ، بلكه كلاممرحوم صدوق ( رحمه الله ) است .
جواب دوم
به نظر مىرسد نظر نهايى شيخ طوسى ( رحمه الله ) در نزاع دوم ، همان كلامى است كه در كتاب « الاستبصار » فرمودند ، يعنى ايشان از نظرشان در « النهاية » عدول كردند .
دليل و مؤّيد عدول شيخ ( رحمه الله ) كلام ديگر ايشان در كتاب « الخلاف » است كه در آنجا هيچ فرقى بين زوجهى ذات ولد و غير ذات ولد نگذاشتهاند و فرمودهاند : « لا ترث المرأة من الرباع و الدور و الارضين شيئا ، بل يقوم الطوب و الخشب فتعطى حقها منهو خالف جميع الفقهاء فى ذلك » . « 1 »
هامش
( 1 ) . ر . ك . به : الخلاف ، شيخ طوسى ( رحمه الله ) ، ج 4 ، ص : 116 ، مسئله 131 .