اما زوجه اگر داراى فرزند از همسرش باشد همچنين [ مانند زوج ] ارث مىبرد و اگر داراى فرزند از همسرش نباشد مشهور اين است كه وى از ذات زمين چيزى ارث نمىبرد و به او قيمت آلات و ابنيه و نخل و شجر اعطاء مىشود .
و نيز علامه ( رحمه الله ) در « ارشاد الاذهان » مىفرمايد :
« و ذات الولد من زوجها ترث منه من جميع تركته ، فإن لم يكن لها منه ولد لم ترث من رقبة الأرض شيئاً ، و أعطيت حصتها من قيمة الآلات و الأبنية و النخل و الشجر على رأى » « 1 » و زوجهاى كه از همسرش داراى فرزند شده است از همهى ما ترك شوهرش ارث مىبرد و اگر زوجه از همسرش فرزند نداشته باشد از نفس زمين چيزى ارث نمىبرد و حصه او از قيمت آلات و ابنيه و نخل و درخت بنابر نظرى پرداخت مىشود .
همچنين شهيد اول ( رحمه الله ) در « الدروس الشرعية فى فقه الامامية » مىفرمايد :
« الثالث : لو خلت الزوجة عن ولدلم ترث من رقبة الأرض شيئاً ، و تعطى قيمة الآلات و الأبنية و الشجر » « 2 » سوم : اگر زوجه از شوهرش فرزند نداشته باشد از نفس زمين چيزى را ارث نمىبرد و قيمت آلات و ابنيه و درخت را به او اعطا مىكنند .
نتيجهى اقوال متقدّمين و متأخّرين
با احصاء انظار فقهاءدر نزاع دوم ، به اين نتيجه مىرسيم كه : « بين نظر متقدّمين و متأخّرين در اين زمينه فرق وجود دارد » ؛ از اين رو ، و بر اساس نظر فقهاء ، به تفكيك زير رهنمون مىگرديم :
1 . فقهاى متقدّم : اين بزرگان به دو مجموعهى اكثريّت و اقليّت تقسيم مىشوند :
- مجموعهى اكثريّت : اين جمع ، شامل « هفت » نفراز فقهاء
هامش
( 1 ) . ر . ك . به : ارشاد الاذهان الى احكام الايمان ، علامه حلى ( رحمه الله ) ، ج 2 ص 12
( 2 ) ر . ك . به : الدروس الشرعية فى فقه الامامية ، شهيد اول ( رحمه الله ) ، ج 2 ص 358 .