ندارد كههم بنويسمو هم جواب بدهم !
ايشان پس از اين ترديد ، به رؤيايى كه بلافاصله همان شب برايشان اتّفاق مىافتد ، اشاره كردند و فرمودند :
اين ترديد موجب شد تا آن شب ، نوشتن را به كلى كنار بگذارم ؛ هنوز درحالت ترديد و دو دلى بودم كه خواب بر چشمانم مستولى گشت ؛ در عالم رؤيا مرحوم والد ( رحمه الله ) را زيارت كرده و در منزل به حضورشان رسيدم ؛ آن هنگام كه در حال ديدارشان بودم ، ايشانبا اشاره به جزوه « ارث زوجه » به من فرمودند : محمد جواد اين جزوه تانرا بياوريد و به من بدهيد ! به ايشان عرض كردم : آقا اينجزوه هنوز كامل نشده است ، انشاءالله آن را آماده كرده و به شما تقديم مىكنم ! امّا ايشان مجدداً براى باردوم ، خطاب فرمودند : بهشما گفتم اين جزوه را بياوريدو به من بدهيد ! دوباره در پاسخ ايشان عرض كردم : آقاجان اينجزوه هنوز كامل نشده ، به خواست خداآن را آماده مىكنم و به خدمتتان مىآورم ! لكن ايشان موكداً و براى بار سوم فرمودند : به شما عرض كردم جزوه ارث را بياوريدو به من بدهيد !
استاد معظم - دامت توفيقاته - پس از ذكر اين رؤياى صادقه فرمودند :
در اين حال ، از خواب بيدار شدم و فهميدم كه آن بزرگوار ( رحمه الله ) به اين جزوه نظر دارند و منوظيفه دارم كه آن را تمام نمايم ؛ لذا اين رؤيا باعث شد كه ترديد را كنار گذاشته و به اين نتيجه برسم كه بايد به خواست خدا اين جزوه را تكميلكنم ، كه تكميلهم كردم و بالاخره به نام « نخبة الأنظار فىحرمان الزوجة من الاراضى والعقار » به چاپ رسيد .
اما جريان دوم از اين قرار است كه استاد معظم - دامت بركاته - به « توجّه » حضرت آيت الله العظمى بهجت ( رحمه الله ) به كتاب « نخبة الأنظار » اشاره فرمودند و در حضور جمعى براى حقير نقل كردند :
زمانى كه يكى از مسئولين دفتر ، جناب حجت الاسلام آقاى استاد ميرزا - دام عزه - ، قصد زيارت عتبات عاليات را داشتند ، سه نسخه از كتاب « ارث زوجه » را به ايشان دادم تا هنگامىكه به نجف اشرف مشرف مىشوند ، به ديدار سه تن از علماى بزرگوار - حفظهم الله تعالى - رفته و اين سه نسخه را به ايشان تقديم نمايند .
ارث زوجه از زمين (فارسى) — صفحة 423
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٤٢٣