بعد از تقديم كتابها به آيت الله بهجت ( رحمه الله ) با فاصلهاى اندك در كنار ايشان نشسته و به ايشان نگاه مىكردم ؛ در آن حال ، همين كه مرحوم آقاى بهجت ( رحمه الله ) كتاب « نخبةالأنظار » را باز كردند و مىخواستند اولين ورق را كنار بزنند ، منظرهى عجيبى را مشاهده كردم ؛ بله ، آن منظره ، منقش بودنصفحه اول كتاب ارث زوجه به عكس مرحوم آيت الله بهجت ( رحمه الله ) بود ! با تعجبى كه برايم بوجود آمده بود ، در عالم رؤيابا خود گفتم : من كه تصوير ايشان را در كتاب نياورده بودم ! پس اين عكس در اينجا چه مىكند ؟ !
اين نجواى درونى ، موجب غفلت من از مرحوم آيت الله بهجت ( رحمه الله ) نشده بود و من هنوز آن بزرگوار را زير نظر داشتم ؛ ايشانرا مىديدم كه همين طور كتاب راورق مىزدند و دائماً دعا مىكردند و همين طور ورق مىزدند و دعا مىكردند ، ورق مىزدند و دعا مىكردند . . .
استادبزرگوار در انتهاء فرمودند :
پس از چند مرتبه دعا كردن توسط مرحوم آيت الله بهجت ( رحمه الله ) از خواب بيدار شدم ؛ آن ديدار ، لذتى معنوى در كامم ايجاد كرد كه هر زمان به ياد آن مىافتم اميدوار مىشوم كه اين كتاب انشاءالله مورد قبول و رضايت اهل بيت ( ع ) واقع شده است انشاءالله همينطور هم باشد و آنها از ما راضى و خشنود باشند چه اينكه رضايت آنها رضايت خداوند ( جل جلاله ) است .
حضرت استاد پس از نقل اين دو جريان ، خطاب به نگارنده فرمودند :
اميدوارمخداوند متعال ( جل جلاله ) اين جزوه ناچيز را براى ما و شما - كه واقعاً با اخلاص تلاش كرديد و در حال آماده سازى متن فارسى آن هستيد تا به چاپ برسد - در روزى كه « لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُون » « 1 » است ذخيرهاى در قيامت قرار دهد و از ما و شما بپذيرد . انشاءالله « 2 »
هامش
( 1 ) . سوره مباركه شعراء ، آيه شريفه 88
( 2 ) . اين جلسه با حضور حضرت استاد دامت بركاته ، مسئول محترم دفتر ايشان و نگارنده تشكيل شده و نوار صوتى آن ، موجود است . .