اشكال دوم
از ظاهر روايات فهميدهمىشود كه آنچه مورد تعليل قرار گرفته ، صرفاً « محروميّت زوجه از عقار » است و اگر از ظاهر بعضى از روايات قيمت بناء فهميده مىشد ، بايد از ظاهر روايات منصرف شده و آنها را به تصريح در محروميّت از عقار ارجاع داد ؛ به هر حال ، تعليل در روايتدر مورد ارث زوجه از قيمت بناء ، معنا ندارد .
* اشكال سوم
در مباحث پيشين فراوان بيان شد ، اينكه مىگويند : « تعليل وارده در مقام ، ظهور در حفظ نسبت مواريث براى ورثه و زوجه از اصل سهام دارد » ؛ نظريه صحيحى نمىباشد و واضح است كه تعليلات واردههيچ ارتباطى با اين مورد ندارد .
ششمين قسمت از اشكال سومبعض الفقهاء
ايشان تحت عنوان « حاصل بحث » فرمودهاند :
صِرف « عدم تصريح » روايات ، به اعطاء زوجه از قيمت زمين ، دليلى بر محروميّت زوجه از عين و قيمت زميننمىباشد ؛ بلكه به قرائن چهارگانهى زير - يعنى :
- قرينهى اول : « ظهور استثنا » در « متصل بودن » ؛
- قرينهى دوم : « ظهور تأكيد » در بعض روايات به « عدم اعطاء از خاك زمين ، البته با نظر به عين زمين و نه قيمت آن » ؛
- قرينهى سوم : « ظهور تعبير اعطاء زوجه از قيمت بناء » در « اعطاء قيمت بناء و خانهاى است كه در زمين برپا شده » كه البته در آن زمانها قيمت زمين همان قيمت بناءبوده است ؛
قرينهى چهارم : « ظهور تعليل ، به منع زوجه از ادخال زوج جديد » در « ارادهحفظ عين عقار براى ورثهنه چيز بيشترى » - ،
اين نتيجه حاصل مىشودكه : اين قرينهها اگر موجب ظهور روايات تفصيل
ارث زوجه از زمين (فارسى) — صفحة 396
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٩٦