شش مناقشه وارده براشكال اولفقيه معاصر
بر اشكال اول فقيه معاصر - دامت بركاته - شش مناقشه وارد است ؛ امّا قبل از آن بايد مقدمهاى را در ضمن دو نكته مطرح كنيم . آن دو مقدمه عبارتند از :
* اولًا : ظاهراً اين اشكال مهمترين ملاحظه و اشكالى است كه فقيه معاصر - دامت تأييداته - ايراد مىكنند .
* ثانياً : روش ايشان ، يك روش استنباطى خوب و جديدى است ، لذا بايد از ايشان و اصل روشى كه پياده فرمودندو زحمتى كه كشيدهاند ، تقدير شود ؛ چون شايسته و بايسته فقيه نيست تابه مجرّد اينكهروايتى در معنايى ظهور داشته باشد ، بلافاصله تسليم ظاهر آنشود ؛ يعنى شأن فقيه و انتظار از او همين است كه تدقيق و تحقيقنمايد كه ، آيا قرائن ديگرى ، خلاف ظاهر آن روايت وجود دارد يا خير ؟
اما با وجود اين دو نكته ، بر اولين اشكال و ملاحظه ايشان ، « شش » مناقشه وارد است .
اولين مناقشهبر اشكال اول بعض الفقهاء
* اولًا : درباره استبعادى كه ايشان از نكات مزبور ، استخراج كردند ، بايد گفت : « مجرّد استبعاد » موجب رفع يد از ظاهر روايات نمىگردد ؛ يعنيبه صرف آنكه ظاهر روايتى ، ظهور در معناى مستبعدى نزد ما داشته باشد ، دليل رفع يد از ظاهر آن روايت نمىشود .
* ثانياً : پر واضح است كه ما از « واقع » خبر و اطلاعى نداريم و جهات و نكات اصلى در باب تشريع را نمىدانيم ؛ پس تا زمانى كه « استحاله ثبوتى » نداشته باشيم ، نمىتوانيم از مقام اثبات « رفع يد » نماييم ؛ به عنوان مثال : در « قرآن
* كريم » ، كلمه « يد » در آيهى شريفهى يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْديهِم « 1 » ظهور در دست معموليدارد ؛ امّا چون در محل خود ثابت شده كه جسميّت خداوند متعال ( تعالى ) محال است ؛ بنابراين با توجه به اين دليل ، در ظاهر آيهى شريفه ، تصرّف
هامش
( 1 ) . سوره مباركه فتح ، آيه شريفه 10 .