ولى :
* ما اين ادّعا را نمىپذيريم و مىگوييم : بعد از جريان مسئلهى انقلاب نسبت ، نسبت ، از « تباين » ، به « عموم و خصوص من وجه » منقلب مىشود ؛ زيرا ، اخبار مثبته كه مىگويند : « زوجه از همه چيز ارث مىبرد » :
- عموميّتشان از آن جهت است كه : « بين زمين و غير زمين فرقى نگذاشتهاند » .
و :
- خصوصيّتشان نيز از آن جهت است كه : « با اجماع تخصيص خوردهاند » .
نتيجه اين مىشود كه : فقط زوجه ذاتولد از همه ما تركزوج ارثمىبرد و زوجه غير ذات ولد از ما تركزوج ارث نمىبرد ؛ پس :
* اخبار مثبته بعد از تخصيص به وسيله « اجماع » :
- از يك جهت عاماند ، چون : « فرقى بين زمين و غير آن نمىگذارند » ؛
و :
- از يك جهت خاصاند ، چون : « بين ذات ولد و غير ذات ولد فرق مىگذارند » .
* و اخبار نافيه نيز :
- از يك جهت عاماند ، چون : « فرقى بين ذات ولد و غير ذات ولد نمىگذارند »
و :
- از يك جهت خاصاند ، چون : « بين فرع ( غير زمين ) و اصل ( زمين ) تفصيل داده و فرق گذاشتهاند » يعنى مىگويند : « ترث من الفرع ولاترث من الأصل »
حال ، اين دو دسته اخبار ( مثبته و نافيه ) هر كدام يك مادهى افتراقى دارند و يك مادهى اجتماع ؛ كه درآنبا هم تعارض مىكنند ؛ لذا نسبتِ بينشان عموم و خصوص من وجه است . در حالى كه مدعيفرمود : « بعد از تخصيصِ اخبارِ مثبته ، بوسيلهى اجماع ، نسبت بين اخبار نافيه و مثبته ، عام و خاص مطلق مىشود » [ ؟ ! ] .
به اصل عبارت ايشان عنايت فرماييد :
ارث زوجه از زمين (فارسى) — صفحة 336
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٣٦