نه نوبت به اينكه بخواهيم بعد از انقلاب نسبت ، - مانند مرحوم آيت الله حكيم ( رحمه الله ) - نسبت « عام و خاص من وجه » درست نماييم ؟ ! .
هشتمين اشكال بر جريان مسئلهى انقلاب نسبت
اين اشكال نيز از جانب مرحوم آيت الله حكيم ( رحمه الله ) - طرح شده و حاصل آن چنين است كه مىفرمايند :
اگر از يك طرف مسئلهى « انقلاب نسبت » را بپذيريم و از طرف ديگر بپذيريم كه بعد از آمدن دليل ثالث ، نسبت ، به عام و خاص مطلق ، منقلب مىشود ؛ امّا نمىتوان پذيرفت كه اين ، عام و خاص مطلق ، مانند ساير موارد عام و خاص مطلق است ؛ چه اينكه ، در ساير مواردِعام و خاص مطلق ، خاص ، بر عام مقدّم است ، امّا در ما نحن فيه ، خاص نمىتواند بر عام مقدّم گردد ، چون با تقديم خاص بر عام ، ديگر موردى براى تمسك به اخبار نافيه باقى نمىماند ، به جهت اينكه ، خاص ، زوجه ذات ولد را بيان مىكند و اجماع نيز زوجه غير ذات ولد را بيان مىكند ؛ لذا اين تقديم در جايى صحيح است كه موجب طرد و طرح اساسى عام نشود و وجودش لغو نگردد .
خلاصه اينكه :
* اخبار مثبته مىگويند : « زوجه ذات ولد ارث مىبرد » ،
* اجماع نيز مىگويد : « زوجه غير ذات ولد ارث نمىبرد » ؛
پس ، ديگر موردى براى تمسّك به اخبار نافيه ، باقى نمىماند .
به اصل عبارت ايشان توجه فرماييد :
« و فيه . . . فلو سلم كون النسبة هى الخصوص المطلق وان القاعدة تقديمه ، فالتقديم هنا ممنوع ، اذ لو قدمنا الخاص لطرحنا العام بالكلية و لم نعمل به فى مورد اصلا ، اذ الاخبار النافية على هذا التقريب لم نعمل بها اصلا ، اذ العمل فى توريث ذات الولد كان بالمورثة وفى منع غيرها كان بالاجماع و لم نتمسك بهذه الاخبار فى شىء من الاحكام ، فتأمل فى المقام فان ما اجاب [ به ] السيد
فى بلغته غير خال عن الاشكال » « 1 »
هامش
( 1 ) . ر . ك . به : همان ، شماره 43 .