« قدر متيقّن » تكيه كرده و اعتماد مىكند !
* ثانياً : در علم اصول - مبحث اجماع - به اين نتيجه رسيديم كه ، « اجماع مدركى » حجّت است و حجيّت آن ، به خلاف قول كثيرى از بزرگان ، قابلقبول است .
ششمين اشكال بر جريان مسئلهى انقلاب نسبت
اين اشكال در حقيقت به اصل مبناى انقلاب نسبت است كه مىگويد : در مواردى كه عام ، داراى مخصصاتى بيش از يك مخصّص است ، دو راه وجود دارد :
* راه اول :
* اگر اين مخصّصات ، موجب استغراق جميع افراد عام نشوند ؛ يعنى اين چند مخصّص به گونهاينباشند كه همه افراد عام را خارج كنند . و يا :
* اگر اين مخصصات ، موجب تخصيص اكثر - كه قبيح و مستهجن است - ، نشوند ؛ در اينجا قاعده اقتضا مىكند :
هر كدام از مخصّصات ، به صورت جداگانه ، مخصّص عام ، قرار گيرند ؛ به عنوان مثال : اگر مولا ابتداء بگويد : « أكرم العلماء » و بعد بوسيله مخصصِ « لاتكرم الفساق » ، فسّاق را خارج نمايدو در ادامه ، بوسيله مخصّصِ دوّمِ « لاتكرم النحويين » ، علماى نحوى و سپس در مخصّصِ سوّمِ « لا تكرم الفلاسفة » ، فلاسفه را خارج كند ؛ در اينجا عام يعنى « أكرم العلماء » با هريك از اين مخصّصات « جداگانه » تخصيص مىخورد .
* راه دوم :
* اگر اين مخصصات موجباستغراق جميع افراد عام شوند . و يا :
* اگر اين مخصصات موجب تخصيص اكثر - كه قبيح و مستجن است - ،
* شوند ؛ در اينجا قاعده اقتضا مىكند :
ارث زوجه از زمين (فارسى) — صفحة 334
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٣٤