على ابن أذينة . . . » « 1 » مضاف بر اينكه راوى اين روايت ، ابن ابى عمير است كه احوالش در تحفظ و تحرز از روايات زبانزد و مشهور است ، پس شايد مقطوعه از فرد ثقهاى به معصوم اسناد داده شده و زمانى كه كتب ابن ابى عمير از بين رفته فرد ثقه و معصوم نيز از ياد رفته ، لذا روايت به ابن اذينه متوقف شده است .
دومين قرينهى محقق عاملى ( رحمه الله ) ، مؤيّد خبريت مقطوعه ابن اذينه
در اين مقطوعه ، قبل از جناب « ابن ابى عمير » روات جليل القدرى همچون « يعقوب بن يزيد » و « محمد بن احمد بن يحيى » وجود دارند ، كه همگى از جمله كسانىاند كه تا مطلبى برايشان مسلم نبوده كه روايت است يا خير ، به نقل آن اقدام نمىكردند .
اصل عبارت ايشان چنين است :
« . . . و إلا فما كان ابن أبى عمير ليروى مذهب ابن أذينة و مثله يعقوب بن يزيد الثقة و كذا محمد بن أحمد الثقة الجليل . . . » « 2 » و گرنه [ اگر چنين بود ] ابن ابى عمير از مذهب ابن اذينه هيچ گاه روايت نمىكرد و همچنين ثقهاى مانند يعقوب بن يزيد همچون ابن ابى عمير عمل مىكرد و محمد بن احمد ثقه جليل القدر نيز مانند آن دو . . .
ب : قرائن استدلال شده توسط مرحوم محقق شعرانى ( رحمه الله )
اولين قرينهى محقق شعرانى ( رحمه الله ) ، مؤيّد خبريت مقطوعه ابن اذينه
حاصل كلام ايشان در تبيين اولين قرينه بر خبر بودن مقطوعه ابن اذينه اين است كه مىفرمايند :
همانطور كه در روايات ضعيف ، عمل مشهور جابر ضعف سند است ، در ما نحن فيه نيز چون مشهور بر طبق اين مقطوعه فتوا دادهاند ، لذا مقطوعه ابن
هامش
( 1 ) . ر . ك . به : مفتاح الكرامة فى شرح قواعد العلامة ( طرح قديم ) ، حسينى عاملى ( رحمه الله ) ، ج 8 ، ص : 191
( 2 ) . ر . ك . به : همان .