قرائن منقوله مبنى بر روايت بودن مقطوعهى ابن اذينه
آن گونه كه نقل شد مرحوم حسينى عاملى ( رحمه الله ) صاحب كتاب « مفتاح الكرامة » و مرحوم محقق شعرانى ( رحمه الله ) در كتاب « تصحيح و تعليقالوافى » » ، از جمله قائلين به مبناى دوم يعنى معتقدين به روايت بودن مقطوعهى ابن اذينه هستند ؛ اين دو بزرگوار قرائن مختلفى ارائه مىدهند مبنى بر اينكه اين مقطوعه فتواى ابن اذينه نيست ، بلكه كلام معصوم ( ع ) است .
بنابراين شايسته است جهت روشن شدن موضوع ، به ذكر قرائن منقوله در كلام هر دو بزرگوار بپردازيم تا بتوانيم نسبت به صحت يا عدم صحتشان اظهار نظر نماييم .
الف : قرائن استدلا شده توسط مرحوم حسينى عاملى ( رحمه الله )
اولين قرينهى محقق عاملى ( رحمه الله ) ، مؤيّد خبريت مقطوعه ابن اذينه
صاحب كتاب « مفتاح الكرامة » مىفرمايد :
با توجه به اينكه اولين راوى قبل از ابن اذينه ، جناب « محمد بن ابى عمير » است و ايشان از جمله افرادى است كه :
* اولًا : تحفظ شديدى بر روايات داشته است ؛
* ثانياً : مواظب بوده كه غير از افراد ثقه ، روايتى را از ديگران نقل ننمايد .
بنابراين ، به جهت اينكه كتب جناب « ابن ابى عمير » همگى از بين رفته بود و او مجدداً به جمعآورى آنها همت گماشته است ، از اين رو احتمال دارد وى ، در اين مورد خاص ، فراموش كرده راوى و امام ( ع ) را ذكر نمايد ؛ بدين جهت ، در ابن اذينه توقف كرده است .
اصل عبارت ايشان چنين است :
بنابراين ، به جهت اينكه كتب جناب « ابن ابى عمير » همگى از بين رفته بود و او مجدداً به جمعآورى آنها همت گماشته است ، از اين رو احتمال دارد وى ، در اين مورد خاص ، فراموش كرده راوى و امام ( ع ) را ذكر نمايد ؛ بدين جهت ، در ابن اذينه توقف كرده است .
اصل عبارت ايشان چنين است :
« . . . مضافاً إلى أن راويها ابن أبى عمير الذى علم حاله فى التحفظ و التحرز ؛ فلعلها كانت مسندة إلى معصوم عن ثقة و لما ذهبت كتبه نسى الثقة و المعصوم فوقف بها