عموميّت استفاده مىشود و فراز مِمَّا تَرَكْتُمْ شامل همه اموال زوج و زوجه نسبت به توارث از يكديگر مىشود ، در اين صورت ، دو نتيجه از فرض دوم حاصل مىشود :
* نتيجهى اول : اثبات نظر ابن جنيد اسكافى ( رحمه الله ) و قاضى نعمان مصرى ( رحمه الله ) .
* نتيجهى دوم : رد نظر مشهور فقهاى اماميّه و خلاف اجماع آنان . در اين صورت بايد پيرامون دو نكته و سؤال زير تحقيق كرد :
نكتهى اول : « قرآن كريم » « قرآن كريم » سؤال اول : آيا در مانحنفيه ، نبايد مطابق كلام امام ( ع ) - كه مىفرمايد : روايات موافق با « قرآن كريم » را اخذ كنيد و مخالف با آن را كنار بگذاريد يعنى « فَمَا وَافَقَ كِتَابَ اللَّهِ فَخُذُوهُ وَ مَا خَالَفَ كِتَابَ اللَّهِ فَرُدُّوهُ » « 1 » - عمل كرد ؟
- سؤال دوم : آيا اساساً در اينجا بحث موافقت با « قرآن كريم » ، موضوعيت داشتهوقابل طرح است يا خير ؟
نكتهى دوم : « قرآن كريم » آيا بين اين دو مرجح ، - كه مورد اتّفاق اصوليين است - ترتيبى وجود دارد ؟ يعنى آيا بين مرجح مضمونى ( قرآن كريم ) و مرجح جهتى يا جهت صدورى ( مخالفت با عامه ) ترتيبى وجود دارد ؟
يا اينكه :
- آيا اصلًا بين اين مرجحات ، ترتيبى وجود ندارد ؟
به عبارت ديگر :
در ما نحن فيه كه ، در هر دو طرف مرجح وجود دارد ؛ يعنى يك طرف ، مرجّح موافقت با كتاب استو در طرف ديگر كه مرجّح مخالفت با عامه است ؛ آيا
هامش
( 1 ) . ر . ك . به : وسائلالشيعة ، ج ، 27 ص : 118 .