وجود شريفايشان روايت كردهاند ؛ اماميّه رواياتياز ائمهى طاهرين ( ع ) در دست دارد كه مىفرمايند : « زوجه از بعض ما ترك زوج ارث نمىبرد » ؛ البته اين روايات را ائمهى ما ( ع ) از پيامبر اسلام ( ص ) نقل كرده و به آن عمل كردهاند ؛ لذا آل پيامبر ( ع ) در اين مسئله ، با نظر شما ناصبيون و حنفيون مخالفاند و اساساً اين چه نوع اجماعى است كه در ميان امّت اسلاميمنعقد شده و شيعه از آن خارج است ؟ !
اصل پاسخ شيخ ( رحمه الله ) چنين است :
« فيقال له : لسنا نحصل منك إلا على الاحالات الباطلة و الحكايات المدخولة ، مِنْ أَيْنَ زَعَمْتَ أَنَّ الشِّيعَةَ خَالَفَتِ الْأُمَّةَ فِى مَنْعِهَا النِّسَاءَ مِنْ مِلْكِ الرِّبَاعِ عَلَى وَجْهِ الْمِيرَاثِ مِنْ أَزْوَاجِهِنَّ وَ كَانَ آلُ مُحَمَّدٍ ( ع ) يَرْوُونَ ذَلِكَ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ( ص ) وَ يَعْمَلُونَ بِهِ [ وراثة لسنته فيه ] فَأَىُّ إِجْمَاعٍ يَخْرُجُ مِنْهُ الْعِتْرَةُ [ الطَّاهِرَةُ ( ع ) ] وَ شِيعَتُهُمْ لَوْلَا عِنَادُكَ وَ عَصَبِيَّتُك » .
پس به او [ ابوالعباس حنفى ] گفته مىشود : از سخنان تو براى ما هيچ نفعى حاصل نشد مگر ارجاعات باطله و احاديث جعلى داخل شده در دين ؛ شما از كجا گمان كردى كه شيعه در مسئلهى ممنوعيت ارث زنان از ملك رباع و زمين از همسرانشان با امت اسلامى مخالفت كرده ؛ در حالى كه اهل بيت ( ع ) و شيعيان اين مطلب را از رسول خدا ( ص ) روايت كرده و به آن عمل مىكنند [ همانگونه كه سنّت ايشان نيز چنين بوده است ] پس اگر دشمنى و تعصب ندارى ؟ [ بگو كه ] اين چه اجماعى است كه اهل بيت پيامبر ( ع ) و شيعيان ايشان از آن خارج مىشوند ؟ ! [ و در دائره آن قرار ندارند ؟ ! ]
همانطور كه از استدلال اين عالم حنفى بر مىآيد آنهامىگويند : « شيعه خلاف عموم قرآنى ، در اين آيه شريفه فتوا داده است » ؟ !
نكتهى مهم اينكه ، استدلال ابوالعبّاس حنفى حاوى « دو سؤال » است كه هر چند هر دو سؤال مربوط به « علم اصول » است ، امّا شايسته است در اينجا به آن پرداخته
شود ؛ البته در مباحث آتى به تفصيل پيرامون آن بحث خواهدشد .
سؤالات برگرفته از شبهه ابوالعباس حنفى
- سؤال اول : آيا « خبر مُتواتر » مىتواند « مخصصِ عامِ قرآنى » باشد ؟ يا خبر متواتر نمىتواند مخصص عام قرآنى باشد ؟
-
ارث زوجه از زمين (فارسى) — صفحة 23
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٢٣