مناقشهى دوم : اين است كه چرامرحوم محقق بروجردى ( رحمه الله ) « 1 » همان استدلالى را
كه در روايت سوم انجام دادند ، در روايت دوم جارى نمىكنند ! ؟ يعنياينكه ايشان در روايت سوم ، كه « طوب » ، « بناء » ، « خشب » و « قصب » را قرينه بر زمين مسكونى قرار دادند و از آن مفهومگيرى كردند ! چرا در روايت دومكه مىفرمايد : « تَرِثُ الْمَرْأَةُ الطُّوبَ وَ لَا تَرِثُ مِنَ الرِّبَاعِ » « طوب » را قرينه قرار نمىدهند و مفهومگيرى نمىكنند ؟ و « الكلام ، الكلام » .
نكته لازم توجه اينكه : مرحوم آيت الله بروجردى ( رحمه الله ) ابتداء فتوا دادهاند بر اينكه : « زوجه از مطلق اراضى ارث نمىبرد » ؛ امّا ظاهراً در اواخر عمر مباركشان فتواى ديگرى در تعارض با فتواى اول دادند مبنى بر اينكه : « زوجه از خصوص زمين مسكونى ارث نمىبرد و در خصوص ساير اراضى ، بايد ورثه ميت با او مصالحه نمايند » ؟ ! .
به عبارت فقيه بزرگوار معاصر - دامت بركاته - در اين زمينه توجه فرماييد :
« و مال اليه السيدالبروجردى ( رحمه الله ) ، بل كان يفتى بلزوم مصالحة سائر الورثة مع الزوجة فى ذلك احتياطا » « 2 » و مرحوم آيت الله بروجردى ( رحمه الله ) به اين نظريه تمايل پيدا كردند بلكه حتى به لازم بودن مصالحه باقى ورثه با زوجه در اين مورد از باب احتياط فتوا مىدهد .
ب : دليل قائلينبه جريان قاعدهى « تقييد » در فرض اول
قائلين به جريان اين قاعده مىگويند :
بايد در ما نحن فيه « سيزده » روايت يا « هشت » عنوان مطلق را بر « سه » عنوان مقيد حمل كرد ؛ يعنى بايد بوسيله روايات مقيد ، روايات مطلق را قيد زد ؛ بدين بيان كه با سه عنوانروايت مقيد كه مىگويند : « لَا تَرِثُ مِنَ الرِّبَاعِ » هشت عنوان روايات مطلق
هامش
( 1 ) . ر . ك . به : همان
( 2 ) . ر . ك . به : ارث الزوجة ، آية اللّه صافىگلپايگانى ، ص 13 .