فهم تهذيب الأخبار » « 1 » علامه مجلسى ( رحمه الله ) آمده است ؛ در اين صورت : چون طريق شيخ ( رحمه الله ) در « مشيخه التهذيب » به « محمد بن سنان » نيامده ، پس سند حديث چهاردهم ، مشكل خواهد داشت .
نظر مختار در مورد وحدت يا عدم وحدت روايت « سيزدهم » و « چهاردهم » :
هر چندجناب شيخ طوسى ( رحمه الله ) طريقش را در « مشيخه التهذيب » به « محمد بن سنان » ذكر نكرده است ، امّا بنابر ظن قوى ، روايت « سيزدهم » و « چهاردهم » دو روايتاند ؛ به جهت اينكه احتمال داده مىشود ، ناسخ كتاب - يعنى كسى كه از روى نسخه اصلى شيخ ( رحمه الله ) نوشته است - ، در زمان كتابت كتاب « الاستبصار » اين دو حديث را به يكديگر متصل كرده باشد ، اگر چه در مقابل ، ممكن است ادّعا شود : احتمال اينكه دو روايت ياد شده را از يكديگر جدا كرده باشند ، نيز داده مىشود .
- احتمال دوم : ( طريق شيخ صدوق ( رحمه الله ) )
احتمال دارد طريق شيخ صدوق ( رحمه الله ) باشد ؛ بدينگونه كه ، شيخ صدوق ( رحمه الله ) به اسناد خويش از « محمد بن سنان » ، اين مكاتبه را نقل كرده است ؛ در اين صورت در طريق صدوق ( رحمه الله ) عدهاى از ضعفا همچون « على بن عباس » وجود دارند ؛ براين اساس ، اين اسناد داراى اشكال خواهد بود .
* نظر مختار
با توجه به اينكه مرحوم شيخ حر عاملى ( رحمه الله ) سندى كه در پاورقى ذكر مىكنند ، همان سند كتاب « التهذيب » شيخ طوسى ( رحمه الله ) است ، لذا ممكن است ، منظور از « باسناده » سند شيخ طوسى ( رحمه الله ) باشد ، نه سند شيخ صدوق ( رحمه الله ) .
اما اينكه در آخر روايت « سيزدهم » طريق شيخ صدوق ( رحمه الله ) به « حسن بن
هامش
( 1 ) . ر . ك . به : ملاذ الأخيار فى فهم تهذيب الأخبار ، علامه مجلسى ( رحمه الله ) ، ج 15 ، ص : 28 .