در اين روايت ، « قريه عرفى » مراد باشد ، يعنى مكانى مانند مزرعه و بستان كه داراى اشجار و درخت است .
« الْقَرْيَةُ كُلُّ مَكَان اتَّصَلَتْ بِهِ الْأَبْنِيَةُ وَاتُّخِذَ قَرَاراً » « 1 »
قريه به هر مكانى كه بناها به هم متصل و ثابت باشند گويند .
د . نكات مهم در اين روايت
- نكتهى اول : در اين روايت ، اشكالى مطرح است كه از اين اشكال ، دو جواب داده شده است .
اشكال اين است كه : اين روايت ، بر محروميّت زوجه از « سلاح » و « حيوان » دلالت مىكند ، در حالى كه احدى از فقها به چنين مطلبى ، ملتزم نشده و به آن فتوا نداده است و چه بسا همين نكته باعث ضعف اين روايت گردد .
جواب اول از مرحوم شهيد ثانى ( رحمه الله )
ايشان در جواب از اين اشكال قائلاند كه اين دو مورد ، بخاطر اجماع اصحاب رد شده نه اينكه رواياتى به خلاف آن وجود داشته باشد . اصل عبارت ايشان چنين است :
« و أمّا ما تَضمّنَه الخبرُ مِن السلاح و الدوابّ ، فلا يُسقِطُ عدمُ القول به الاحتجاجَ بالخبرِ أصلًا ، بل يُرَدّ ما ذُكِرَ من حيث إجماع الاصحاب على ترك العملِ به لا من حيث أنّه مروىّ ، و يُعْمَلُ بالباقى ، و مثله كثير خصوصاً فى روايات الحَبوَة » « 2 »
و اما سلاح و حيوانات كه در خبر آورده است ، صرف قائل نشدن به آن ، موجب استناد نكردن به خبرنمىشود ؛ بلكه رد موارد ذكر شده ، از باب اجماعبر انجام ندادن آن است و نه از باب آنكه در روايت آمده است ؛ و لذا باقى موارد عمل مىشود و چنين مواردى فراوان است خصوصاً در روايات حبوة .
هامش
( 1 ) . ر . ك . به : المصباح المنير فى غريب الشرح الكبير ، فيومى ، ج 7 ص 386
( 2 ) . ر . ك . به : رسائل ، شهيد ثانى ( رحمه الله ) ، ج 1 ، ص : 453 .