جواب دوم از مرحوم فخر المحققين ( رحمه الله )
ايشان از اين اشكال چنين پاسخ مىفرمايند :
« ( لانا نقول ) يحمل السلاح على ما يُحبى الولد الاكبر و الدواب تحمل على انه أوقفها أو اوصى بها و خرج من الثلث ( لان ) السؤال وقع فى صورة خاصة و قوله ( المرأة ) - اللام فيها للعهد .
( لا يقال ) انها تبقى رواية وردت على صورة خاصة فلا يتعدى
( لانا نقول ) لا نسلّم عدم التعدى إذا لم يدل دليل على اختصاصها ، و يدل عليه ما رواه محمد بن مسلم ، . . . عن أحدهما عليهما السّلام : ان المرأة لا ترث من تركة زوجها من تربة دار أو أرض الا ان يقوم الطوب و الخشب قيمة فتعطى ربعها أو ثمنها الحديث » « 1 »
زيرا ما مىگوييم : سلاح از باب حبوة ( اموال اختصاصى ) پسر بزرگ است و دواب ( مركب سوارى ) از باب وقف آن است يا وصيت كه از ثلثِ حساب مىشود ؛ اين به اين دليل است كه سؤال در مورد خاصى مىباشد و كلمهى « المراة » لام در آن براى عهد است .
گفته نشود : اين روايتى است كه در مورد خاصى آمده و غير آن مورد را در بر نمىگيرد .
زيرا ما مىگوييم : عدم سرايت به موارد ديگر را تا وقتى كه دليلى بر اختصاص روايت دلالت نكند قبول نداريم و روايت محمد بن مسلم نيز بر همين مطلب دلالت مىكند . . . از يكى از دو امام روايت شد كه : زوجه از ميراث زوجش ، چه خاك خانه ، چه زمين ، ارث نمىبرد مگر اينكه آجر و چوب را قيمت گذارى كنند و يك چهارم يا يك هشتم آن را به زوجه مىدهند .
نظر مختار
نيكوترين جواب در ميان اين دو جواب ، پاسخ شهيد ثانى ( رحمه الله ) است .
- نكتهى دوم : اين روايت ظهور در محروميّت زوجه از « دور » و « قرى » مطلقاً
- ( يعنى هم از عين و هم از قيمت ) دارد ، همانطورى كه ارث از
-
هامش
( 1 ) . ر . ك . به : ايضاح الفوائد فى شرح مشكلات القواعد ، فخر المحققين ( رحمه الله ) ، ج 4 ، ص 241 .