تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 472

مساهمون:

ص٤٧٢
با گفتن « * ( مَلِكِ النَّاسِ ) * » خود را ملك او مىداند ، و بنده سر بر فرمانش مىشود . و با گفتن « * ( إِله النَّاسِ ) * » در طريق عبوديت او گام مىنهد ، و از عبادت غير او پرهيز مىكند ، بدون شك كسى كه به اين صفات سه گانه مؤمن باشد ، و خود را با هر سه هماهنگ سازد از شر وسوسه گران در امان خواهد بود . در حقيقت اين اوصاف سه گانه سه درس مهم تربيتى ، سه برنامه پيشگيرى ، و سه وسيله نجات از شر وسوسه گران است و انسان را در مقابل آنها بيمه مىكند . لذا در آيه بعد مىافزايد : « از شر وسواس خناس ( * ( مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ ) * ) . « همان كسى كه در سينه‌هاى انسانها وسوسه مىكند » ( * ( الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ ) * ) . « وسوسه گرانى از جن يا از انسان » ( * ( مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ ) * ) . واژه « وسواس » به گفته « راغب » در « مفردات » در اصل صداى آهسته اى است كه از به هم خوردن زينت آلات برمىخيزد ! سپس به هر صداى آهسته گفته شده ، و بعد از آن به خطورات و افكار بد و نامطلوبى كه در دل و جان انسان پيدا مىشود ، و شبيه صداى آهسته اى است كه در گوش فرو مىخوانند اطلاق گرديده . « وسواس » معنى مصدرى دارد ، ولى گاهى به معنى « فاعل » ( وسوسه گر ) نيز مىآيد ، و در آيه مورد بحث به همين معنى است .