آن است ، و توصيف خداوند به اين وصف داراى مفهوم و محتواى عميقى است .
در بعضى از احاديث نيز آمده كه « فلق » چاه يا زندانى در دوزخ است ، و همچون شكافى در دل جهنم خودنمايى مىكند .
اين روايت ممكن است اشاره به مصداقى از مصداقهاى آن باشد نه اينكه مفهوم گسترده « فلق » را محدود كند .
تعبير به « * ( مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ ) * » مفهومش اين نيست كه آفرينش الهى در ذات خود شرى دارد ، چرا كه آفرينش همان ايجاد است ، و ايجاد و وجود خير محض است ، قرآن مىگويد : الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَه « همان خدايى كه هر چه را آفريد نيكو آفريد » ( الم سجده - 7 ) .
بلكه شر هنگامى پيدا مىشود كه مخلوقات از قوانين آفرينش منحرف شوند و از مسير تعيين شده جدا گردند ، فى المثل نيش و دندان برنده حيوانات يك حربه دفاعى براى آنها است كه در برابر دشمنانشان به كار مىبرند همانند سلاحى كه ما در مقابل دشمن از آن استفاده مىكنيم ، اگر اين سلاح به مورد به كار رود خير است ، اما اگر نابجا و در برابر دوست مصرف گردد شر است .
وانگهى بسيارى از امور است كه ما در ظاهر آنها را شر حساب مىكنيم ولى در باطن خير است مانند حوادث و بلاهاى بيدارگر و هشدار دهنده كه انسان را از خواب غفلت بيدار ساخته و متوجه خدا مىكند اينها مسلما شر نيست .
سپس در توضيح و تفسير اين مطلب مىافزايد : « و از شر هر موجود مزاحمى هنگامى كه وارد مىشود » ( * ( وَمِنْ شَرِّ غاسِقٍ إِذا وَقَبَ ) * ) .
« غاسق » از ماده « غسق » ( بر وزن شفق ) به گفته « راغب » در « مفردات » به معنى شدت ظلمت شب است كه در همان نيمه شب حاصل مىشود ، و لذا قرآن مجيد به هنگام اشاره به پايان وقت نماز مغرب مىفرمايد : إِلى غَسَقِ
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 459
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٥٩