پاك خدا برمىگردد ، مسبب الاسباب او است و علت العلل ذات پاك او مىباشد ، حتى افعالى كه از ما سر مىزند به يك معنى از او است ، او به ما قدرت و اختيار و آزادى اراده داده ، بنا بر اين در عين حال كه ما فاعل افعال خود هستيم ، و در مقابل آن مسئوليم ، از يك نظر فاعل خداوند است ، زيرا همه آنچه داريم به او بازمىگردد ( لا مؤثر فى الوجود الا اللَّه ) .
4 - توحيد در عبادت :
يعنى تنها بايد او را پرستش كرد و غير او شايسته عبوديت نيست ، چرا كه عبادت بايد براى كسى باشد كه كمال مطلق و مطلق كمال است ، كسى كه از همگان بى نياز است ، و بخشنده تمام نعمتها ، و آفريننده همه موجودات ، و اين صفات جز در ذات پاك او جمع نمىشود .
هدف اصلى از عبادت ، راه يافتن به جوار قرب آن كمال مطلق ، و هستى بى پايان ، و انعكاس پرتوى از صفات كمال و جمال او در درون جان است كه نتيجه اش فاصله گرفتن از هوى و هوسها ، و روى آوردن به خودسازى و تهذيب نفس است .
اين هدف جز با عبادت « اللَّه » كه همان كمال مطلق است امكانپذير نيست .
3 - شاخههاى توحيد افعالى
« توحيد افعالى » نيز به نوبه خود شاخههاى زيادى دارد كه در اينجا به شش قسمت از مهمترين فروع آن اشاره مىكنيم :
1 - توحيد خالقيت
همانگونه كه قرآن مىگويد : قُلِ اللَّه خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ : « بگو خداوند