مخصوص خدا است « ( آل عمران - 189 ) .
و نيز مىفرمايد : وَأَنْفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُمْ مُسْتَخْلَفِينَ فِيه « انفاق كنيد از اموالى كه خداوند شما را نماينده خود در آن قرار داده » ( حديد - 7 ) .
دليل آن هم همان توحيد در خالقيت است ، وقتى خالق همه اشياء او است طبعا مالك همه اشياء نيز ذات مقدس او است بنا بر اين هر ملكيتى بايد از مالكيت او سرچشمه گيرد .
5 - توحيد حاكميت
مسلما جامعه بشرى نياز به حكومت دارد ، چون زندگى دستجمعى بدون حكومت ممكن نيست ، تقسيم مسئوليتها ، تنظيم برنامهها ، اجراى مديريتها ، و جلوگيرى از تعديات و تجاوزها ، تنها به وسيله حكومت ميسر است .
از طرفى اصل آزادى انسانها مىگويد هيچكس بر هيچكس حق حكومت ندارد ، مگر آنكه مالك اصلى و صاحب حقيقى اجازه دهد ، و از همين جاست كه ما هر حكومتى را كه به حكومت الهى منتهى نشود مردود مىدانيم ، و نيز از همين جاست كه مشروعيت حكومت را از آن پيامبر ص و سپس امامان معصوم ع و بعد از آنها براى فقيه جامع الشرائط مىدانيم .
البته ممكن است مردم به كسى اجازه دهند كه بر آنها حكومت كند ، ولى چون اتفاق تمام افراد جامعه عادتا غير ممكن است چنين حكومتى عملا ممكن نيست ( 1 ) .
البته نبايد فراموش كرد كه توحيد ربوبيت مربوط به عالم تكوين است
هامش
( 1 ) لذا اگر حكومت از طريق آراء عمومى و اكثريت تعيين شود بايد از طريق فقيه جامع الشرائط تنفيذ گردد تا مشروعيت الهيه پيدا كند .