( * ( ما أَغْنى عَنْه مالُه وَما كَسَبَ ) * ) ( 1 ) .
از اين تعبير استفاده مىشود كه او مرد ثروتمند مغرورى بود كه بر اموال و ثروت خود در كوششهاى ضد اسلاميش تكيه مىكرد .
در آيه بعد مىافزايد : « به زودى وارد آتشى مىشود كه داراى شعله برافروخته است » ( * ( سَيَصْلى ناراً ذاتَ لَهَبٍ ) * ) .
اگر نام او « ابو لهب » بود ، آتش عذاب او نيز « ابو لهب » است و شعلههاى عظيم دارد ( توجه داشته باشيد « لهب » در اينجا به صورت نكره و دلالت بر عظمت آن شعله مىكند ) .
نه تنها « ابو لهب » كه هيچيك از كافران و بدكاران اموال و ثروت و موقعيت اجتماعيشان آنها را از آتش دوزخ و عذاب الهى رهايى نمىبخشد ، چنان كه در آيه 88 و 89 سوره شعراء مىخوانيم : يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَلا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّه بِقَلْبٍ سَلِيمٍ : « قيامت روزى است كه نه اموال و نه فرزندان ، هيچكدام سودى به حال انسان ندارد ، مگر آن كس كه با قلب سالم ( روحى با ايمان و با تقوى ) در محضر پروردگار حاضر شود » .
مسلما منظور از آيه « * ( سَيَصْلى ناراً ذاتَ لَهَبٍ ) * » آتش دوزخ است ، ولى بعضى احتمال دادهاند كه آتش دنيا را نيز شامل شود .
در روايات آمده است كه بعد از جنگ « بدر » و شكست سختى كه نصيب مشركان قريش شد ، ابو لهب كه شخصا در ميدان جنگ شركت نكرده بود پس
هامش
( 1 ) « ما » در « ما كسب » ممكن است « موصوله » « يا مصدريه » باشد ، بعضى براى آن معنى وسيعى قائلند كه نه تنها اموال ، بلكه فرزندان او را نيز شامل مىشود ، و « ما » در « ما اغنى عنه » مسلما « ما نافيه » است .