تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
ولى با روشن شدن موضع ابو لهب پاسخ اين سؤال نيز روشن مىشود . نام او « عبد العزى » ( بنده بت عزى ) و كنيه او « ابو لهب » بود ، انتخاب اين كنيه براى او شايد از اين جهت بوده كه صورتى سرخ و برافروخته داشت ، چون لهب در لغت به معنى شعله آتش است . او و همسرش « ام جميل » كه خواهر ابو سفيان بود از سختترين و بدزبان ترين دشمنان پيغمبر اكرم ص بودند . در روايتى آمده است كه شخصى بنام « طارق محاربى » مىگويد : من در بازار « ذى المجاز » بودم ( ذى المجاز نزديك عرفات در فاصله كمى از مكه است ) ناگهان جوانى را ديدم كه صدا مىزند : « اى مردم ! بگوئيد : لا إله الا اللَّه تا رستگار شويد » ، و مردى را پشت سر او ديدم كه با سنگ به پشت پاى او مىزند به گونه اى كه خون از پاهايش جارى بود ، و فرياد مىزد : « اى مردم ! اين دروغگو است ، او را تصديق نكنيد » ! من سؤال كردم اين جوان كيست ؟ گفتند : « محمد » است كه گمان مىكند پيامبر مىباشد ، و اين پير مرد عمويش ابو لهب است كه او را دروغگو مىداند ( 1 ) . در خبر ديگرى آمده است كه « ربيعة بن عباد » مىگويد : من با پدرم بودم رسول اللَّه ص را ديدم كه به سراغ قبائل عرب مىرفت ، و هر كدام را صدا مىزد و مىگفت : من رسول خدا به سوى شما هستم ، جز خداى يگانه را نپرستيد ، و چيزى را همتاى او قرار ندهيد . . . هنگامى كه او از سخنش فارغ مىشد مرد احول خوش صورتى كه پشت سرش بود صدا مىزد : « اى قبيله فلان ! اين مرد مىخواهد كه شما بت لات و عزى ، و هم پيمانهاى خود را از جن رها كنيد ، و به سراغ بدعت و ضلالت او
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » جلد 10 صفحه 559 .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 417 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي