به هيچوجه به مكيان نرسيد ، لذا به هيچگونه آمادگى دست نزدند ، و كاملا غافلگير شدند ، و همين امر سبب شد كه در آن سرزمين مقدس در اين هجوم عظيم و فتح بزرگ تقريبا هيچ خونى نريزد .
حتى يك نفر از مسلمانان ضعيف الايمان بنام « حاطب بن ابى بلتعه » كه نامه اى براى قريش نوشت و با زنى از طائف « مزينه » بنام « كفود » يا « ساره » مخفيانه به سوى مكه فرستاد ، با طريق اعجازآميزى بر پيغمبر اكرم ص آشكار شد ، و على ع با بعضى ديگر به سرعت به سراغ او اعزام فرمود و آنها زن را در يكى از منزلگاههاى ميان مكه و مدينه يافتند ، و نامه را از او گرفته و خودش را به مدينه بازگرداندند كه داستانش در ذيل آيه اول سوره ممتحنه مشروحا بيان شد ( 1 ) .
به هر حال پيغمبر اكرم ص جانشينى از خود بر مدينه گمارد و روز دهم ماه رمضان سال هشتم هجرى به سوى مكه حركت كرد ، و پس از ده روز به مكه رسيد .
پيامبر ص در وسط راه عباس عمويش را ديد كه از مكه به عنوان مهاجرت به سوى او مىآيد ، حضرت به او فرمود اثاث خود را به مدينه بفرست و خودت با ما بيا ، و تو آخرين مهاجرى .
2 - سرانجام مسلمانان به نزديكى مكه رسيدند و در بيرون شهر در بيابانهاى اطراف در جايى كه « مر الظهران » ناميده مىشد و چند كيلومتر بيشتر با مكه فاصله نداشت اردو زدند ، و شبانه آتشهاى زيادى براى آماده كردن غذا ( و شايد براى اثبات حضور گسترده خود ) در آن مكان افروختند جمعى از اهل مكه اين
هامش
( 1 ) به جلد 24 تفسير نمونه صفحه 8 مراجعه شود .