« و دلها به گلوگاه رسيده بود و گمانهاى ( نامناسبى ) در باره خدا داشتيد » ( احزاب - 10 ) .
اكنون كه پيروزى فرا رسيده مىفهمند كه همه آن گمانها و بيتابيها غلط بوده ، و بايد در مقام « استغفار » برآيند .
ثانيا : انسان هر قدر حمد و ثناى الهى كند باز حق شكر او را ادا نخواهد كرد ، و لذا در پايان اين حمد و ثنا بايد از تقصير خويش « روى به درگاه خدا آورد » و استغفار كند .
ثالثا : معمولا بعد از پيروزيها وسوسههاى شيطان شروع مىشود ، و حالت « غرور » از يك سو ، و تندروى و انتقامجويى از سوى ديگر ، به وجود مىآيد ، در اينجا بايد به ياد خدا بود ، و پيوسته استغفار كرد تا هيچيك از اين حالات پيدا نشود ، يا اگر پيدا شده بر طرف گردد .
رابعا : همانگونه كه در آغاز سوره گفتيم اعلام اين پيروزى تقريبا به معنى اعلام پايان ماموريت پيامبر ص و اتمام عمر آن حضرت و شتافتن به لقاى محبوب بود ، و اين حالت مناسب « تسبيح » و « حمد » و « استغفار » است ، و لذا در روايات وارد شده است كه بعد از نزول اين سوره پيغمبر اكرم ص اين جمله را بسيار تكرار مىفرمود :
سبحانك اللهم و بحمدك ، اللهم اغفر لى انك انت التواب الرحيم :
« خداوندا ! منزهى ، و تو را حمد و ستايش مىكنم ، خداوندا ! مرا ببخش كه تو بسيار توبه پذير و مهربانى » ( 1 ) .
6 - جمله « * ( إِنَّه كانَ تَوَّاباً ) * » بيان علت است براى مساله استغفار ، يعنى
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » جلد 10 صفحه 554 .