روشن مىشود كه يك كلمه از آن تا چه حد پر معنى و شايسته تفسيرهاى عميق و گوناگونى است .
در آيه بعد اشاره به چيزى مىكند كه اين سوگند مهم براى آن ياد شده است مىفرمايد : « به طور مسلم همه انسانها در زيانند » ( * ( إِنَّ الإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ ) * ) .
سرمايههاى وجودى خود را چه بخواهند يا نخواهند از دست مىدهند ، ساعات و ايام و ماهها و سالهاى عمر به سرعت مىگذرد ، نيروهاى معنوى و مادى تحليل مىرود ، و توان و قدرت كاسته مىشود .
آرى انسان ، همانند كسى است كه سرمايه عظيمى در اختيار داشته باشد ، و بى آنكه بخواهد هر روز بخشى از آن سرمايهها را از او بگيرند ، اين طبيعت زندگى دنيا است ، طبيعت زيان كردن مداوم ! يك قلب استعداد معينى براى ضربان دارد ، وقتى آن استعداد و توان پايان گرفت قلب خود به خود مىايستد ، بى آنكه عيب و علت و بيمارى در كار باشد ، و اين در صورتى است كه بر اثر بيمارى قبلا از كار نيفتد همچنين ساير دستگاههاى وجودى انسان و سرمايههاى استعدادهاى مختلف او .
« خسر » ( بر وزن عسر ) و « خسران » چنان كه « راغب » در « مفردات » مىگويد : به معنى كم شدن سرمايه است ، گاه به انسان نسبت داده مىشود و مىگويند فلان كس زيان كرد ، و گاه به خود عمل نسبت داده مىشود و مىگويند :
تجارتش زيان كرد ، اين واژه غالبا در سرمايههاى برونى مانند مال و مقام به كار مىرود ، و گاه در سرمايههاى درونى مانند صحت و سلامت و عقل و ايمان و ثواب و اين همان است كه خداوند متعال به عنوان « خسران مبين » ( زيان آشكار ) از آن ياد فرموده آنجا كه مىگويد : إِنَّ الْخاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 295
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٩٥