است » ( 1 ) .
به اين ترتيب وجود اولياء اللَّه يا قوانين عدل الهى مقياسهايى هستند كه انسانها و اعمالشان را بر آنها عرضه مىكنند ، و به همان اندازه كه با آنها شباهت و مطابقت دارند وزنشان است ! روشن است كه منظور از « سبكى » و « سنگينى » ميزان به معنى سنگينى خود ترازوهاى سنجش نيست ، بلكه وزن چيزهايى است كه با آن مىسنجند .
ضمنا تعبير به « موازين » به صورت صيغه جمع به خاطر آن است كه اولياى حق و قوانين الهى هر كدام يكى از ميزانهاى سنجشند ، و از اين گذشته تنوع صفات و اعمال آدمى ايجاب مىكند كه هر كدام را با ميزانى بسنجند ، و الگوها و ترازهاى سنجش متفاوت باشد .
« راغب » در « مفردات » مىگويد : « ميزان در قرآن مجيد گاهى به صورت مفرد ، و گاه به صورت جمع آمده ، در صورت اول ناظر به كسى است كه حساب مىكند ، يعنى خداوند يكتا ، و در صورت دوم ناظر به حساب شوندگان است » .
بعضى از مفسران نيز گفتهاند كه موازين جمع « موزون » است ، يعنى عملى كه آن را وزن مىكنند ، بنا بر اين سنگين و سبك بودن موازين به معنى سنگين و سبك بودن خود اعمال است ، نه سبك و سنگين بودن ترازوها ( 2 ) .
البته نتيجه هر دو يكى است ولى از دو راه مختلف .
در اين زمينه شرح بيشترى در ذيل آيه 8 و 9 سوره اعراف ( جلد 6 صفحه
هامش
( 1 ) « تفسير نور الثقلين » جلد 2 صفحه 5 .
( 2 ) اين معنى را « زمخشرى » در « كشاف » و فخر رازى در « تفسير كبير » و « ابو الفتوح رازى » در تفسيرش به عنوان يكى از دو احتمال در معنى « موازين » ذكر كردهاند .