وَ النَّوى
فرمود حب مؤمن است اين آيه نيز همان است
وَ أَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِنِّي
بر او انداختم از خود محبتى . اما نوى كافر است كه دور است از حق و نمىپذيرد آن را .
توضيح : از اين روايت چنين معلوم مىشود كه حب صفت مشبهه از محبت است كه در كتابهاى لغت موجود ثبت نشده در كتابهاى لغت نوشته : ( الحب بكسر بمعنى محبوب است و بفتح حب جمع حبه دانه بعيد نيست كه در اينجا جمع حبه باشد بمعنى حبه قلب ) كه سويداى قلب را گويند و اينكه سويداى قلب به اين اسم ناميده شده چون جايگاه محبت است .
و نوى با ( واو ) فاصله و بعد است مانند ( نأى ) با همزه شايد منظور اشتقاق نباشد اين تفسيرى باشد براى نوى به همان فاصلهاى كه در قلب كافر است از قبول حق با اينكه احتمال دارد در اصل با همزه بوده كه در اثر تخفيف با واو تلفظ شده و ابدال گرديده گرچه لغويها ذكر نكردهاند .
كافى : حضرت باقر عليه السّلام در آيه
وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً
يعنى اگر استوار بر ولايت علي عليه السّلام باشند دلهاى آنها را مشروب از آب ايمان بكنيم . طريقه در آيه ولايت علي بن ابى طالب عليه السّلام است .