الاحمدية ، و الشجرة الميمونة الرضية ، التى تتبع بالنبوة و تتفرع بالرساله و تثمر بالامامة ، و تغذى ينابيع الحكمة و تسقى من مصفى العسل ، و الماء العذب الغدق الذى فيه حياة القلوب ، و نور الابصار الموحى اليه باكل الثمرات ، و اتخاذ البيوتات من الجبال و
الشَّجَرِ وَ مِمَّا يَعْرِشُونَ
السالك سبل ربه التي من رام غيرها ضل و من سلك سواها هلك
يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ فِيهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ
المستمع الواعى القابل الداعى » .
توضيح : قبلا بوضوح پيوست باستناد اخبار فراوانى كه آنچه در قرآن مربوط بغذاى جسم و نمو بدن و لذتهاى جسمى است باطن اين آيات در نيروى دل و غذاى روح و كمالات نفسى است مانند تأويل آب و نور و روشنائى بعلم و حكمت پس جاى تعجب نيست كه از ائمه عليهم السّلام تعبير بزنبور عسل كرده باشند به جهت ستمى كه بر آنها كردهاند بين مردم و پنهان بودن آنچه در دل آنها است از علوم كه شفاى دلها و دواى سينهها و غذاى ارواح است .
بروز مىكند از آنها انواع علوم و معارف و حكمت مختلف كه از حد احصا خارج است استبعادى نيز ندارد كه از عرب بجبال تعبير شود بواسطه استقامت و پافشارى آنها و اجتماع قبايل و همچنين استعاره آوردن از غير عرب بشجر چون متفرقند و منافع زياد دارند و كاملا مطيع و با استعدادند همين طور
مِمَّا يَعْرِشُونَ
براى بردگان زيرا آنها ملحق شدهاند و ساخته گرديدهاند و جهات ديگرى كه مخفى نيست و همچنين تعبير از زنان بدرخت و شجر و جهش آشكار است .
وجه اول را تأييد مىكند روايتى كه كلينى باسناد خود از ابن ابى يعفور از حضرت صادق نقل مىكند كه فرمود در دين خود تقيه را به كار بريد و پنهان نمائيد با تقيه دين خود را همانا ايمان ندارد كسى كه تقيه نكند شما مانند زنبور عسل ميان پرندگان هستيد بين مردم اگر پرندهها بدانند چه در نهاد زنبورهاى عسل است يكى را زنده نمىگذارند .