زمانها دارد اختصاص بيك زمان مخصوص ندارد .
پس لازم است در هر زمان معصومى وجود داشته باشد تا مؤمنين آن زمان پيرو او باشند .
اگر گفته شود شايد مؤمنين امر شدهاند پيروى كنند از صادقين زمان پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم در اين صورت لزوم بودن معصوم در هر زمان ثابت نمىشود .
در جواب مىگوئيم چارهاى نيست از اينكه صادقين بلفظ جمع در قرآن ذكر شده متعدد باشند نه يك نفر وقتى قائل بتعدد صادقين شديم بايد همان اعتقاد شيعه اماميه را بپذيريم .
زيرا بين اماميه كسى معتقد نشده كه در زمان پيامبر معصومين متعدد بودهاند با خالى بودن ساير زمانها از معصوم با اينكه چنين احتمالى از ظاهر لفظ آيه هم بعيد است دنباله اين استدلال در بخش نصوص بر امير المؤمنين عليه السّلام خواهد آمد .
جاى تعجب از امام و پيشواى اهل سنت فخر رازى است كه همين مطلب را قبول كرده بعد طفره رفته است و اثبات بعيد بودن مىكند سپس حمله مينمايد باز اقرار مىكند دو مرتبه انكار مىنمايد و اصرار مىورزد .
آنجا كه در تفسير اين آيه مىنويسد : خداوند بمؤمنين دستور داده كه با صادقين باشند وقتى بودن با صادقين واجب شد بناچار بايد صادقين وجود داشته باشند زيرا بودن با چيزى فرع وجود داشتن آن چيز است .
اين دليلى است بر وجود صادقين در هر زمان و همين مطلب نيز ثابت مىكند كه تمام امت هرگز بر باطل نيستند بناچار بر هر چه اطباق و اجماع نمودند بايد حق باشد همين دليل بر حجت بودن اجماع است .
اگر گفته شود چرا نميتوان گفت كه معنى :
كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ
اين