زن با خشم تمام گفت به خدا قسم در اين قضاوت حق را رعايت نكردى و به عدالت رفتار ننمودى و مساوات را در نظر نگرفتى خدا از چنين قضاوتى راضى نيست .
علي عليه السّلام بدقت در او نگاه كرده فرمود دروغ گفتى بىحيا زن بد زبان تندخو زنى كه مانند ساير زنان باردار نميشود ( در خبر ديگر چون ساير زنان حيض نمىبيند ) .
از شنيدن اين سخنان زن با ترس و وا ويلا گويان برگشت با خود ميگفت پردهى مرا كه مستور بود گشادى اى پسر ابو طالب ! عمرو بن حريث ( مخزومى كه از مخالفين علي عليه السّلام بود ) از پى آن زن رفت به او گفت سخنى با علي گفتى كه مرا شاد كرد اما او در جواب ترا چنان سرزنش نمود كه با وا ويلا برگشتى و فرار كردى .
گفت : به خدا قسم علي واقع را بيان كرد و خبر از مطلبى داد كه من آن را از شوهرم پنهان داشته بودم از وقتى با من ازدواج كرد و هم از پدر و مادرم ( من مانند ساير زنان حيض نميشوم ) « 1 » .
عمرو بن حريث از خدمت علي عليه السّلام بازگشت و سخنان زن را نقل نموده گفت من سابقه كهانت از شما نداشتم .
على عليه السّلام فرمود اين كهانت نيست خداوند ارواح را دو هزار سال قبل از بدنها آفريد وقتى روحها را در بدنها تركيب نمود در پيشانى آنها رقم زد كه مؤمن است يا كافر و آنچه گرفتار خواهند شد و هر كار خوب يا بدى كه انجام مىدهند در يك سطح كوچكى به اندازه گوش موشى آنگاه در اين مورد آيه بر پيامبر اكرم نازل كرد :
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ
پيامبر اكرم متوسم بود من نيز بعد از او متوسم هستم و ائمه از فرزندان من متوسمين هستند وقتى دقت
هامش
( 1 ) در ص 129 همين خبر از بصائر نقل مىشود با اين اختلافها كه در دو نيم ماه ذكر شد .