و توجه به آثار آن شهر نموده عبرت ميگيرند منظور شهر سدوم است . قتاده گفته قريههاى لوط بين مدينه و شام قرار دارد .
بصائر : عبد الرحمن بن كثير گفت در خدمت حضرت صادق عليه السّلام به حج رفتم در بين راه بر فراز كوه رفت و تماشاى مردم كرده فرمود چقدر داد و فرياد زياد است ولى حاجى كم است . داود رقى عرضكرد يا ابن رسول اللَّه ! آيا دعاى اين جمعيت كه ميبينم مستجاب مىشود .
فرمود واى بر تو سليمان ! خداوند نمىآمرزد كسى را كه شريك برايش قرار دهد ، منكر ولايت علي مانند بتپرست است .
عرضكردم فدايت شوم شما دوستان و دشمنان خود را ميشناسيد ؟ .
فرمود سليمان ! هر بندهاى كه متولد شود در پيشانى او نوشته است :
مؤمن يا كافر .
شخص پيش ما مىآيد مدعى ولايت ما است و بيزارى از دشمنانمان در پيشانى او نوشته است : مؤمن است يا كافر خداوند در اين آيه ميفرمايد :
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ
ما دوست را از دشمن تشخيص ميدهيم .
اختصاص : هشام از سليمان از حضرت صادق عليه السّلام نقل كرد كه مردى سؤال كرد آيا به امام داده شده آن مطالبى كه به سليمان پيامبر داده شده بود فرمود : آرى و جريان چنين است كه مردى از او سؤالى كرد جوابش را داد بعد مرد ديگرى همان سؤال را نمود جوابى غير از جواب اول داد شخص سوم كه سؤال از همان مسأله كرد جوابى غير از دو جواب اول داد ( اين تغيير جوابها به واسطه تغيير اعتقادى سئوالكننده بود كه هر كدام مذهبى داشتهاند به همين جهت امام استدلال به آيه مىكند ) .
سپس فرمود : «
هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ
» « 1 » . عرضكردم : آقا خدا
هامش
( 1 ) آيه در قرآن چنين است :هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍاستدلال امام به اين آيه از آن جهت است كه خداوند علم را در اختيار آنان گذاشته و نشر آن به اختيار ائمه است خواستند براى كسى درب حقيقت را ميگشايند و براى كسى كه نخواهند نميگشايند .